تبليغاتX
GunazTV News
توهین به ستار خان توهین به ملت آذربایجان 
ايرنا گزارش داد: "هيات نظارت بر مطبوعات فردا دوشنبه در پنجاه و چهارمين نشست خود موضوع تخلف روزنامه شرق(درباره)  يكي از شخصيتهاي تاريخي و ملي ايران را بررسي مي كند."
در همين حال شايعه اي نگران كننده به گوش رسيد كه حاكي از توقيف اين روزنامه بود. شايعه اي كه دقایقی بعد از سوی منبع شایعه رد شد اما با این وجود برخی ناظران تصمیم احتمالی این هیات درباره توقیف روزنامه شرق در جلسه روز آینده هیات نظارت بر مطبوعات را غیر طبیعی نمی دانند. 
با اين وجود مطلبي كه بحث برانگيز شده در صفحه مشروطه ( ۲۰)  
مورخ 17 خرداد منتشر شده عبارت است از:

اين مطلب فردا ( دوشنبه 22 خرداد)  روي ميز هيات نظارت بر مطبوعات موشكافي مي شود

|+|
نوشته شده توسط Atila در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 13:5
احمدی نژاد: بايد به نقطه‌‏اي برسيم كه تعصب فارسي به افتخار عمومي تبديل شود  

احمدی نژاد: بايد به نقطه‌‏اي برسيم كه تعصب فارسي به افتخار عمومي تبديل شود
امروز: ‪سه‌شنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۵



رضا سیاح بعد از 28 روز بازداشت، با قرار وثیقه آزاد شد



رضا سیاح از فعالان حرکت ملی آذربایجان، بعد از 28 روز بازداشت با قرار وثیقه 10 میلیون تومانی آزاد شد.

وی در مورخه 3/3/1385 توسط نیروهای اطلاعاتی تبریز دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال یافته بود و در مورخه 30/3/1385 با قرار وثیقه آزاد شد. وی بعد از آزادی از بند، در گفتگو با خبرنگار سایت آذیورد وضعیت جسمانی خود را مطلوب عنوان کرده و از هرگونه توضیح در این خصوص خودداری کرده و این مسئله را به زمانی دیگر موکول کرد.


احمدی نژاد: باايد به نقطه‌‏اي برسيم كه تعصب فارسي به افتخار عمومي تبديل شود

تهران- خبرگزاري كار ايران

رييس جمهور در مراسم گراميداشت نام‌‏آوران منتخب فرهنگستان‌‏ها با تقدير از افراد برگزيده، گفت: فرهنگ, پايه, مايه و مقوم هويت است و سكوي حركت و شكل‌‏دهنده زندگي متعالي و سعادتمند ماست.


به گزارش خبرنگار "ايلنا"، محمود احمدي‌‏نژاد با بيان اينكه صيانت از فرهنگ يعني صيانت از داشته‌‏هاي ملت ايران، گفت: تجليل از بزرگان كوچك‌‏ترين قدم در صيانت از فرهنگ است. صيانت از فرهنگ در واقع تعيين مسير و راه يك ملت است تا ارزش‌‏ها و آرمان‌‏هايشان را فراموش نكنند.
وي با اشاره به فعاليت‌‏هاي چهار فرهنگستان كشور، اظهار داشت: انتظار از فرهنگستان هنر به عنوان يكي از مراكز اصلي علم, هدف و كشور اين است كه بازكاوي گذشته فرهنگي و ميراث فرهنگي ملت ايران را به عنوان يك گنجينه بي‌‏انتها انجام دهد؛ فرهنگي كه تمام لحظه‌‏هاي آن مايه افتخار ما و آينده است.
احمدي‌‏نژاد شناخت, معرفي و انتقال اين گنجينه به نسل حاضر و همچنين انتقال آن به نسل آينده را يكي از نشانه‌‏هاي صيانت از فرهنگ دانست و گفت: مديريت فرهنگستان هنر اين وظيفه مهم را بر عهده دارد.
رييس‌‏جمهور تصريح كرد: ترسيم راه آينده, تعامل با پيچيدگي‌‏هاي زندگي امروز و طراحي حركت در اين مسير يكي از وظايف فرهنگستان هنر است و دولت و مجلس بايد با حمايت خود در جهت اجراي اين مسير كمك كند.
احمدي‌‏نژاد با اشاره به فرهنگستان زبان و ادب فارسي در خصوص وظيفه اين فرهنگستان، گفت: در برابر هجوم واژه‌‏ها, رسم‌‏الخط‌‏ها، گويش‌‏ها و لهجه‌‏ها، حفاظت و صيانت از زبان فارسي وظيفه اين فرهنگستان است اما اين بخش بايد از موضع دفاعي خود بيرون بيايد.
رييس‌‏جمهور با اشاره به معادل‌‏سازي واژه‌‏هاي بيگانه اظهار داشت: فرهنگستان زبان و ادب فارسي معادلات فارسي را از دل فرهنگ اصيل اين ملت بيرون مي‌‏كشد اما بايد با پيش‌‏بيني آينده و معرفي ظرفيت‌‏ها به نسل‌‏ها عقب‌‏ماندگي‌‏هايي را كه تاكنون به ما تحميل شده است، جبران كند. همچنين بايد در جهتي حركت كند تا به نقطه‌‏اي برسيم تا تعصب فارسي به افتخار عمومي تبديل شود.
احمدي‌‏نژاد با اشاره به فعاليت‌‏هاي فرهنگستان پزشكي، گفت: پزشكي با زندگي ما عجين است و صيانت از سلامت وظيفه هميشگي ماست و با توجه به دستاوردهاي پزشكي هزار ساله اين ملت، بايد آن را در بالاترين سطوح دنيا ارايه كنيم.
وي تصريح كرد: بازپيرايي مكتب پزشكي ابن‌‏سينا و جرجاني كه جزيي از هويت ماست، لازم است تا اين علوم دوباره وارد زندگي ما شود.
رييس‌‏جمهور با بيان اينكه ايران سرزمين هنر است، در خصوص فعاليت فرهنگستان هنر گفت: بايد با نگاهي بازتر به اين مقوله نگاه كنيم، ايران سرزمين باسابقه و هزار ساله هنر است كه در زندگي امروز بايد متجلي شود.
احمدي‌‏نژاد در خصوص فرهنگستان علوم نيز گفت: حركت رو به رشد و روح جمعي ملت يك منحني صعودي دارد و وظيفه اين فرهنگستان آن است كه براي جبران عقب‌‏ماندگي‌‏هاي گذشته، راه آينده را بر اساس اين منحني تاريخي ترسيم كند چرا كه شكست اين منحني آغاز انحطاط و نابودي هويت ملت است.
وي تصريح كرد: فرهنگستان‌‏ها نبض هويت ما هستند و از اين هويت صيانت مي‌‏كنند.
پايان پيام

در صورت تصویب نهایی طرحی در مجلس؛ توهین به قومیت ها جرم تلقی می شود










حمیدرضا حاجی بابایی عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی از بررسی طرحی یک فوریتی در مجلس خبر داد که در صورت تصویب توهین کنندگان به قومیت ها مجازات می شوند.
به گزارش خبرنگار پارلمانی "مهر"، حاجی بابایی که در حاشیه جلسه علنی امروز با خبرنگاران گفت و گو می کرد، اظهار داشت: بر اساس ماده واحده طرح یک فوریتی اصلاح آیین دادرسی مدنی، هر کس در گفتار و کردار به هر شکل به صورت آشکار به قومیت ها اهانت کند، مشمول مجازات می شود.
وی افزود: یک فوریت این طرح در جلسه علنی روز چهارشنبه این هفته مجلس بررسی می شود.






پرونده‌ي مديرمسوول روزنامه «ايران» به دادگاه مطبوعات ارسال شد









پرونده اسلامي‌فر، مديرمسوول روزنامه «ايران» از سوي شعبه‌ي ششم دادسراي كاركنان دولت، به دادگاه مطبوعات ارسال شد.
به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شعبه‌ي ششم دادسراي كاركنان دولت پس از رسيدگي به پرونده اسلامي‌فر مديرمسوول روزنامه «ايران»، اين پرونده را با صدور كيفرخواست به دادگاه مطبوعات ارسال كرد.
پيش از اين در 23 خردادماه، پس از رسيدگي به پرونده كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه در شعبه‌ي ششم دادسراي كاركنان دولت، براي مانا نيستاني و مهرداد قاسم‌فر قرار مجرميت صادر و كيفرخواست پرونده براي رسيدگي به دادگاه انقلاب ارسال شد.
هيات نظارت بر مطبوعات در پنجاه و دومين جلسه از دهمين دوره‌ي خود كه به طور فوق‌العاده در روز سه‌شنبه 2/ 3/ 85 برگزار شد، با اكثريت آرا، روزنامه‌ي ايران را به دليل انتشار مطالب تفرقه‌افكن و تحريك‌آميز و با استناد به تبصره ماده 12 قانون مطبوعات و بر اساس بند 5 ماده 6 همان قانون توقيف و پرونده را به دادگاه ارجاع كرده بود.
پرونده در اين راستا با شكايت دادستان عمومي و انقلاب تهران در شعبه ششم دادسرا تشكيل شده و نويسنده و كاريكاتوريست آن مطلب و سردبير روزنامه، احضار و اتهاماتشان درج مطالب و كاريكاتور اهانت‌آميز به شهروندان عنوان شد كه تحت پيگرد قرار گرفته‌ و تفهيم اتهام شدند.







اردوغان: مساله قبرس در زير چتر سازمان ملل قابل حل است

آنكارا، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۳/۳۰‬
خارجي.تركيه.سياسي.اردوغان.قبرس.سازمان‌ملل.

"رجب طيب اردوغان" نخست وزير تركيه حل سياسي مساله قبرس را "در زير چتر سازمان ملل" ممكن خواند.

اردوغان روز سه‌شنبه در سخنراني خود در گروه پارلماني نمايندگان حزب حاكم "عدالت و توسعه (آك)" در محل مجلس ملي تركيه گفت: "بخش يوناني‌نشين در تلاش حل مساله قبرس در چارچوب اتحاديه اروپا است. ولي محل حل مساله قبرس، سازمان ملل است و راهي به غير از اين براي اين مساله متصور نيست." وي با اعلام اين كه تركيه و بخش ترك‌نشين قبرس در مورد حل مساله قبرس به آنچه به عهده داشته‌اند، عمل كرده‌اند، گفت: "بخش يوناني‌نشين قبرس، عضويت خود در اتحاديه اروپا را به عنوان مانعي بر سر تركيه در مذاكرات عضويت در آورده و با اين امر، خواهان در تنگنا قرار دادن تركيه براي حل مساله قبرس است."
وي با يادآوري سخنان "كوفي عنان" مبني بر اين كه "عضويت بخش يوناني نشين در اتحاديه اروپا پيش از حل مساله قبرس خطا بود"، گفت: "اين سخن از زبان دبير كل سازمان ملل جاري شده و تنها ديدگاه تركيه نيست."
نخست وزير تركيه با عنوان اين كه "به رغم عمل تركيه و بخش ترك‌نشين قبرس به تعهدات خود در مورد مساله قبرس و پذيرش طرح صلح عنان در آن بخش، قولهاي جامعه جهاني در مورد پايان دادن به انزواي بخش ترك‌نشين تحقق نيافته است، گفت: "تركيه همان گونه كه گفته است در مساله قبرس يك گام پيش از بخش يوناني‌نشين حركت كرده و در اين راستا نيز حركت مي‌كند." اردوغان با اشاره به خواست اتحاديه اروپا از تركيه براي بازگشايي بنادر و فرودگاه‌هاي خود به روي كشتيها و هواپيماهاي بخش يوناني‌نشين قبرس گفت:
"تركيه قبل از پايان دادن به انزواي بخش ترك‌نشين ، چنين اقدامي نخواهد كرد و حال به عهده جامعه جهاني است كه به تعهدات خود عمل كند." وي با اشاره به سنگ اندازيهاي بخش يوناني قبرس در مذاكرات عضويت تركيه در اتحاديه اروپا گفت: "تركيه قبل از بخش يوناني‌نشين ، قرارداد الحاق گمركي با اتحاديه اروپا را امضا كرده بود و امكان رد عضويت بخش يوناني نشين در اين قرارداد را داشت. ولي تعهدات بين‌المللي تركيه مانع از چنين امري شد."
اردوغان با تاكيد بر اين كه مذاكرات عضويت تركيه در اتحاديه اروپا يك مساله تكنيكي است، گفت: "شركاي تركيه در اتحاديه اروپا مي‌بايد اين مساله را از نظر دور ندارند و اختلاط مساله قبرس با مذاكرات قبرس، مذاكرات فني و تكنيكي را به صورت يك مساله سياسي در خواهد آورد."
خاورم/‪۲۳۰/۲۰۱۲‬



حاجي بابايي: طرح مجازات اهانت‌كنندگان به قوميت‌ها در مجلس بررسي مي‌شود



تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۳/۳۰‬
داخلي.سياسي.مجلس.

"حميد رضا حاجي بابايي" عضو هيات رييسه مجلس از بررسي طرح يك فوريتي اصلاح آيين دادرسي مدني در خصوص مجازات اهانت‌كنندگان به قوميت ها، در نشست علني روز چهارشنبه مجلس شوراي اسلامي خبر داد.

به گزارش خبرنگار پارلماني ايرنا وي در حاشيه جلسه علني روز سه شنبه مجلس در گفت وگو با خبرنگاران پارلماني،افزود : براساس ماده واحده اين طرح هر كس در گفتار و كردار به هر شكل به صورت آشكار به قوميت ها توهين كند، مشمول مجازات مي‌شود.

وي خاطر نشان كرد : يك فوريت اين طرح در جلسه علني روز چهارشنبه مجلس بررسي مي‌شود.

حاجي بابايي درخصوص درخواست تعدادي از نمايندگان براي عزل رييس ديوان محاسبات گفت : براساس آيين نامه داخلي مجلس ، رييس مجلس نمي‌تواند رييس ديوان محاسبات را عزل كند و اگر ايرادي به عملكرد وي باشد بايد مساله به كميسيون برنامه و بودجه و محاسبات ارجاع شود و مورد بررسي قرار گيرد.

عضو هيات رييسه مجلس ادامه داد : كميسيون برنامه و بودجه يك نفر را به عنوان جايگزين بايد معرفي كند تا در صحن علني مجلس راي‌گيري شود.

وي در عين حال گفت كه ‪ ۱۷۰‬نفر از نمايندگان با امضاي نامه‌اي از رييس ديوان محاسبات حمايت كرده اند.

سيام.‪۱۴۱۵۱۵۴۶. ۱۵۳۵‬








آیا علی دایی در فوتبال ایران به انتهای خط رسیده است؟






ایسنا: علی‌دایی بازیکن ایران به رکوردی در گلزنی بازی‌های ملی دست یافته که پله؛ اسطوره فوتبال برزیل هرگز نتوانسته به آن برسد؛ اما، به نظر می‌رسد سن و سال گریبان این مهاجم را رها نمی‌کند.
خبرگزاری فرانسه درگزارشی در خصوص آینده‌ی‌کاپیتان ستارگان پارسی نوشت: پس از نیمکت نشینی دور از انتظار دایی در دیدار شنبه برابر پرتغال، برانکو ایوانکوویچ سرمربی ایران کلماتی را به زبان آورد که ایرانی‌ها چند سال است روی آن پافشاری دارند. «دایی زیادی کند و بی‌حرکت شده است. شاید قرار دادن او روی نیمکت تعجب‌آور باشد؛ اما، من در این دیدار به تیمی سرعتی نیاز داشتم.»
این‌ها اعتراف‌های صادقانه‌ی مربی کرواتی است که همیشه از دایی به شدت حمایت کرده است؛ اما، دایی بر این حرف پافشاری داردکه هنوز می‌تواند خط حمله ایران را رهبری کند. او گفته تا هنگامی که اخراجش نکنند به بازی در تیم ملی کشورش ادامه خواهد داد: « شاید از بیرون زمین پا به سن گذاشته به نظر بیایم؛ اما، در درونم احساس جوانی می‌کنم.»
کمتر کسی تصور می‌کردکه این مهاجم هنگامی که برای نخستین بار در ۱۹۹٣ پیراهن تیم ملی ایران را به تن کرد، روزی به چنین بازیکن تاثیر گذاری تبدیل شود.
شش بازی طول کشید تا دایی با قد بلند، قدرت بدنی بالا و سبیل پرپشت منحصر به فردش چهره شود؛ اما، او از آن زمان بارها و بارها مدافعان آسیایی را قلع و قمع کرده، به طوری که اکنون اسطوره فوتبال ایران نام دارد.
دایی با زدن صد و نه گل در صد و چهل و هشت بازی ملی، فرانس پوشکاک مجاری و پله برزیلی را به زیر کشید.
مرد سال پیشین آسیا یک بار در یکی از درخشان‌ترین پیروزی‌های تاریخ فوتبال ایران، چهار گل وارد دروازه‌ی کره‌ی جنوبی کرد و در پیروزی دو بر یک تیم ملی کشورش برابر آمریکا در جام جهانی ۱۹۹٨ فرانسه نقشی موثر داشت؛ اما، درخشان‌ترین ستاره‌ها نیز روزی کم فروغ می‌شوند و ندای تغییر به گوش همه آنها می رسد.
اکنون با شکست دو بر صفر ایران از پرتغال و حذف این تیم از رقابت‌های جام جهانی آلمان، شمار کسانی که خواستار کناره‌گیری دایی هستند، افزایش یافته است:« فکر می‌کنم روزنامه‌نگاران ایران زیادی فشار وارد می‌کنند. آنها به دلایل زیادی از ده سال گذشته با من مشکل داشته‌اند و همواره در روزنامه‌های‌شان از من انتقاد کرده‌اند؛ اما، من هیچ مشکلی با آنها ندارم. مردم ایران انتظار دارند در هر دیدار گل بزنم؛ اما، وقتی توپی به من نمی‌دهند چگونه این کار را بکنم. من هم مانند هر مهاجم دیگری به سانتر و پاس‌های خوب نیاز دارم.» این‌گفته‌های دایی پس از باخت به مکزیک بود.
دایی پیش از بازگشت به خاورمیانه، در بایرن مونیخ و هرتابرلین آلمان بازی می‌کرد. او که اکنون مهاجم صباباتری ایران است در مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان آسیای سال جاری پنج گل به ثمر رساند.
دایی که یک شرکت تولید کننده وسایل ورزشی با نام خود در ایران دارد، دوست دارد پس از پایان دوران بازیگری‌اش، به مربیگری بپردازد .
|+|
نوشته شده توسط Atila در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 13:2
فاشيسم و شئونيسم فارس در همه جا، حتی در فوتبال: درس عبرتی بر قهرمانان ورزشی آذربايجان  
فاشيسم و شئونيسم فارس در همه جا، حتی در فوتبال: درس عبرتی بر قهرمانان ورزشی آذربايجان
عکس: خنده تماشاگران پرتغالی بر ستارگان خاموش پارسی

پاشازاده: تماشاگران پرتغالى به ما مى خنديدند






خبرگزارى فوتبال _ مثلث دفاعى تيم ملى ايران در جام جهانى ۱۹۹۸ نمايش خوبى داشت و مهدى پاشازاده يكى از موفق ترين اضلاع اين مثلث قابل اعتماد بود كه در برابر مهاجمان حريف به خوبى ايستادگى كرد.
پاشازاده اما در جام ۲۰۰۶ از روى صندلى هاى ورزشگاه هاى آلمان شاهد بازى هاى تيم ملى بود و تنها افسوس مى خورد.
پاشازاده كه يكى از تماشاچيان حاضر در ورزشگاه فرانكفورت بود، در خصوص آخرين وضعيت خود مى گويد: چهار تيم از اتريش، آلمان و ايران مذاكراتى با من داشته اند چون در صددم تا بهترين انتخاب را انجام بدهم.
پاشازاده در ادامه بحث را به جام جهانى و بازى با پرتغال مى كشاند: براى تماشاى بازى و تشويق تيم به ورزشگاه رفتم اما بعد از اين مسابقه شرايط روحى خوبى نداشتم . چون تيم ما به نوعى در برابر پرتغال تحقير شد و البته ايرانى هاى حاضر در ورزشگاه نيز همين شرايط را داشتند. پاشازاده ادامه داد دو، سه سال است كه مردم، مطبوعات و رسانه ها از نقايص، كمبودها و دردهاى تيم ملى مى گويند اما آقايان به راحتى از كنار اين حرف ها گذشتند و جواب آن را نيز گرفتند اما در اين بين سهم مردم فوتبالدوست كشورمان چه مى شود؟
باور كنيد وقتى تماشاگران پرتغالى را ديدم كه چطور در استاديوم به ما مى خندند قلبم گرفت. واقعاً چرا بايد اجازه دهيم كه با ما در جام جهانى اينگونه برخورد شود.مثلاً به همين آنگولا نگاه كنيد، كشورى با آن فقر نمايش قابل قبولى در دو بازى گذشته اش انجام داد. آن وقت شما ديديد كه تيم ما نيز در عين شايستگى بازيكنانش چطور در برابر حريفان زانو زد.
شما اگر مقايسه اى بين بازى مكزيك و پرتغال با آنگولا يا تيم ملى كشورمان داشته باشيد، به خوبى به اين مسأله پى خواهيد برد.
در ضمن نمايش آبرومندانه ساير تيم هاى آسيايى نيز نشان از ضعف تيم ما در قياس با حريفان داشت. متأسفانه تيم هايى نظير ژاپن، كره و ... در سايه برنامه ريزى و كار با مربيان بزرگ براى خود وجهه كسب كردند اما فوتبال كشور ما اثرات كار با يك مربى متوسط و ضعيف را نيز ديد.
باور كنيد زمانى كه در آدميراواكر بودم يكى از همبازيان من به نام درناد بيرليتزا اهل كرواسى وقتى فهميد برانكو سرمربى تيم ماست فقط به من خنديد، خنده اى كه هزاران معنى در خودش داشت، حضور برانكو درفوتبال ايران چه سودى براى ما داشت؟
پاشازاده در مورد عملكرد خط دفاعى تيم ايران در جام جهانى توضيح مى دهد: حقيقتاً عملكرد خط دفاع ما در جام جهانى قابل قبول نبود اما باور كنيد هيچكدام از بازيكنان خط دفاعى ما براى دفاع و استقرار اصلى شان در مناطق حياتى توجيه نبودند و نمى دانستند در«زمين«بايد چه كارى را انجام دهند مضاف بر آنكه مشكل بدنى مانع بزرگى براى انجام وظايف محوله به آنها شد.




اعتراض علی کريمی به فارس گرايان فدراسيون فوتبال














حملات تبليغاتی بر عليه بازيکنان ترک تيمی ملی ايران خصوصا علی دايی آقای گل جهان.
به نمونه های تبليغاتی فارس گرايان فاشيست بر عليه علی دائی توجه کنيد:

بازتاب می نويسد







دايي رئيس تيم ملي نيست

--------------------------------------------------------------------------------
در حالي که صداي خبرگزاري فرانسه و آلمان و چهره‌هايي مانند اوزه بيو و رودي فولر از بازي بد تيم ملي ايران درآمده، ولي ايشان موج نارضايتي بحق مردم در داخل کشور را تنها با تهديد و فرار کردن از زير بار مسئوليت جواب مي‌دهد.

--------------------------------------------------------------------------------
۲۴ خرداد ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۵۰ تعداد بازديد: 10738 كد خبر: ۴۰۷۲۹




مصاحبه تعجب‌برانگيز صبح امروز علي دايي با شبکه خبر سيما نشان‌دهنده فضاي گارانتي شده تيم ملت ايران براي يک شخص است.
در حالي که صداي خبرگزاري فرانسه و آلمان و چهره‌هايي مانند اوزه بيو و رودي فولر از بازي بد تيم ملي ايران درآمده ولي ايشان موج نارضايتي به حق مردم در داخل کشور را تنها با تهديد و فرار کردن از زير بار مسئوليت جواب مي‌دهد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، شبکه خبر سيما طي مصاحبه‌اي که امروز صبح با علي دايي انجام داد، نه تنها به سوالات خود نرسيد بلکه با طلبکاري‌هاي بازيکن مسن تيم ملي هم مواجه شد.
دايي در اين مصاحبه ضمن انتقاد از رسانه ها متذکر شد: «چطور کسي به برهاني چيزي نمي‌گويد که توپ لو مي‌داد! ولي از من انتقاد مي‌کنيد. چند تا سانتر از جناح چپ و راست براي من فرستاده شد که از من ايراد مي‌گيريد؟! تيم باخته باز به من گير مي‌دهيد؟! من کاري به روزنامه‌هايي که از من انتقاد مي‌کنند، ندارم »

با اينکه نمايندگان مجلس هم به رويه تيم ملي و بازيکن‌سالاري در آن اعتراض مي‌کنند، ولي علي دايي در مصاحبه با خبرگزاري «فرانس پرس» هم پافشاري کرده و مي‌گويد: «هنوز مثل 13 سال قبل قبراق و جوان هستم و براي تيم ملي بازي خواهم کرد» يا براي خبرنگار شبکه خبر شاخ و شانه مي‌کشد، از حمايت ادامه داري حکايت مي‌کند که حتي باخت تيم ملي هم خللي در آن به وجود نياورده است.

بهترين عکس‌العمل مردم ايران از امروز به بعد، حمايت از بازيکنان جوان تيم ملي و جدا کردن واقعيت‌هاي فوتبال از اسمي به نام علي دايي است.
دايي بازيکني که موظف است براي تيم ملي کشورش اگر آماده بود، بازي کند. فکر مي‌کند به گنجي شخصي رسيده يا حاميانش گارانتي جام جهاني را به صورت کامل برايش رزور کرده‌اند در حالي که سخت در اشتباه است!
دايي بايد بداند هيچ گاه بزرگتر از جباري، کاشاني، حجازي، پروين و حتي مرحوم سيروس قايقران نخواهد شد.

دايي بايد بداند اين تيم ملي که امروز مثل ملک شخصي در اختيار ايشان قرار گرفته و کسي هم نبايد اعتراض و انتقادي از آن کند، محصول خون‌هايي است که به خاطر رضاي خدا و عرق ملي حتي پلاک شناسايي هم نداشتند و در وصيتنامه‌هاي به جاي مانده از آنها، حتي آرزو مي کنند اگر نيتشان غير قابل شناسايي هم نباشند.
گرچه شايد ما هم با اين نقد صريح در زمره کارشکن‌ها و بدخواهان تيم ملي قرار بگيريم.

اما براساس پيش‌بيني‌ها، حضور دوباره بازيکنان بي‌انگيزه در بازي با پرتغال تنها يک نتيجه دارد: خداحافظي دوباره مردم از فوتبال!
از اين رو بايد حساب تيم ملي را از بعضي‌ها جدا کرد تا بچه‌هاي باانگيزه روي نيمکت، جرات گرفتن حق ملت را در اردوي تيم ملي داشته باشند.

نکند بازهم واکس زدن کفش کاپيتان افتخار باشد!
نکند بازيکن مسن تيم ملي مسئولان فوتبال کشور را به رفتن از کشور تهديد کند!
تيم ملي ايران جايگاه حضور جوانان شايسته ايراني است و بس.

نظرات کاربران :


چرا بايد علي دايي كه هر چي از مال و افتخار داره رو از صدقه سري تيم ملي و مردم ايران بدست اورده بخواد اينجوري با مردم ايران صحبت كنه فوتبال يه ورزشي هست كه همه مردم ايران ميشناسن و با قواعد بازي فوتبال اشنا هستن و وقتي ميگن علي دايي بايد بره با منطق اين حرف رو ميزنن اگه علي دايي افتخاري كسب كرده مطمئننا" مزد زحماتش رو هم گرفته بيشتر از علي دايي اين دست اتدر كاران تيم ملي مقصر هستن كه اينجوري به علي دايي ميدون دادن تا هر كاري دلش مي خواد بكنه دست اندر كاراني كه با نگهداشتن برانكو مربي ترسو و نه در حد تيم ملي ايران باعث شدن تا تيم ملي ايران از جام جهاني كنار برود



سلام من پيشنهاد ميكنم بازي با آنگولا در جام جهاني را به مثابه بازي خداحافظي هموطن عزيزمان علي دايي تلقي كرده و از او بسبب خدماتي كه به فوتبال ايراني انجام داده قدرداني شود اگر آقاي دايي عاقل باشد خود چنين اقدامي را انجام خواهد داد !!



خوب ! بعد از همه اين انتقادات بجا بهتر است ساير اعضا’ تيم ملي كشور عزيزمان را مورد نقد و بررسي قرار دهيم شايد در پستهاي ديگر نيز ضعف داشته ايم .
اما بهتر از همه انتقادها آرزو وتصوير شفاف بازي قابل قبول تيم ملي ايران برابر پرتقال است.


...

چگونه علی دایی و حامیانش به خوداجازه میدهند که بااحساسات 70میلیون ایرانی بازی کنندوآنچه که نباید میشد شد .پس باید فرصت راغنیمت شمرد واز نیروهای جوان ومستعددربازیهای آتی استفاده نمود


اقاي دايي تو رو خدا دست از سر فوتبال ايران بردار


ايسنا
عابدزاده:
چرا بايد امثال علي دايي وقتي كه در تيم هيچ كار مثبتي را انجام نمي*دهد، تعويض نمي*شوند؟


پس از شكست تيم فوتبال ايران برابر مكزيك، احمدرضا عابدزاده گفت*: همان*ها كه قبل از بازي*هاي جام*جهاني با اصرار مي*خواستند لبخند را بر لبان مردم قرار دهند، امروز بايد جوابگوي اشك*هاي 70 ميليون ايراني مشتاق باشند.
دروازه*بان سابق تيم ملي فوتبال ايران، در گفت*وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در خصوص عملكرد تيم ملي فوتبال برابر مكزيك، اظهار كرد:

عابدزاده، با بيان اين كه چرا بايد امثال علي دايي وقتي كه در تيم هيچ كار مثبتي را انجام نمي*دهد، تعويض نمي*شوند؟ تصريح كرد: بايد چشمان خود را بر روي واقعيات باز كنيم. نبايد بيشتر از اين افكار عمومي را مشوش كنيم. برانكو چهار سال است كه با تيم ملي ايران كار مي*كند؛ اما, هنوز نتوانسته بازيكنان خود را به طور دقيق مورد شناسايي قرار دهد. تعويض*هاي او در جريان بازي به هيچ وجه درست نبود و براي خود من اين سوال بزرگ بوجود آمده است كه چرا بازيكني مثل علي دايي را كه در زمين هيچ كار مثبتي انجام نمي*دهد، تعويض نمي*كند


دروازه*بان سابق تيم ملي فوتبال در ادامه خاطر نشان كرد: با اين باخت، حالا تمام آن افرادي كه قبل از آغاز بازي*ها خود را در فوتبال محق مي*دانستند؛ عقب كشيدند و سكوت كردند؛ فكر مي*كنم با اين اتفاق، مردم از اين پس خواهند فهميد كه چه اتفاقاتي طي اين چند سال براي فوتبال ما رخ داده است




يک ملي پوش، فردوسي پور را کتک زد !

--------------------------------------------------------------------------------


--------------------------------------------------------------------------------
۲۹ خرداد ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۹:۳۵ تعداد بازديد: 2379 كد خبر: ۴۱۰۳۰

عادل فردوسي پور گزارشگر شبکه سه سيما که به همراه گروه فني اين شبکه راهي آلمان شده، امروز از يک ملي پوش کتک خورده است.

به گزارش خبرنگار بازتاب، راديو جوان در برنامه ورزشي امروز عصر خود به صورت رسمي اعلام کرد: عادل فردوسي پور گزارشگر فوتبال شبکه سه از يک ملي پوش تيم ملي کشورمان کتک خورده است.

گذشته از آشکار نشدن نام اين ملي پوش، جالب است که تيم ملي پس باخت در بازی های خود با خالکوبي نشان استوک کف کفش کعبي بر روي صورت فيگو و کتک زدن يک گزارشگر ورزشي قصد فتح جام اخلاق را همراه دارد.



ايران ورزشی:



--------------------------------------------------------------------------------


آسوشيتد پرس: دايى در تركيب، كريمى روى نيمكت

ايرنا- خبرگزارى آسوشيتدپرس در گزارشى نوشت: برانكو ايوانكوويچ پس از انتقادهاى بسيار به علت عملكرد ضعيف تيم ملى فوتبال ايران در جام جهانى، از بهترين بازيكنان خود در ۴ سال گذشته براى آخرين مسابقه اين تيم برابر آنگولا استفاده مى كند.
بر همين اساس على دايى مهاجم مصدوم ايران كه از سوى رسانه هاى اين كشور به عملكرد نامطلوب در جريان شكست مقابل مكزيك متهم شده است، بار ديگر در تركيب اين تيم اين بار مقابل آنگولا به ميدان مى رود.
وى در ديدار با پرتغال بازى نكرد.
احتمال اينكه بازى با آنگولا، آخرين حضور على دايى در تيم ملى فوتبال ايرن باشد، وجود دارد.
كاپيتان ۳۷ ساله ايران كه ۱۰۹ گل در ۱۴۸ مسابقه ملى در كارنامه دارد، شايد پس از مسابقه چهارشنبه با تيم ملى ايران خداحافظى كند.
ايوانكوويچ توضيح داد: دايى سال هاست بازيكن ثابت تيم ملى است و ما واقعاً مهاجم بهترى نسبت به او نداريم.
وى مى گويد براى مسابقه با آنگولا به علت عدم آمادگى از على كريمى ستاره بايرن مونيخ كه به مارادوناى آسيا معروف است، استفاده نمى كند.
سرمربى تيم ايران افزود: ممكن است وى اواخر بازى به ميدان بيايد.
همچنين خبرگزارى آلمان در مطلبى نوشت برانكو ايوانكوويچ سرمربى تيم ملى فوتبال ايران احتمالاً على كريمى را به علت بى نظمى اين بازيكن، در ديدار با آنگولا روى نيكمت ذخيره مى نشاند.
خبرگزارى آلمانى DPA به نقل از سرمربى تيم ملى فوتبال ايران نوشت: ايوانكوويچ احتمالاً قصد دارد در ديدار روز چهارشنبه ايران و آنگولا در شهر لايپزيك، كريمى را از تركيب ثابت تيم ايران خارج كند.
اين امر بدين خاطر است كه كريمى در ديدار روز شنبه ايران و پرتغال، هنگام خارج شدن از ميدان بازى با عصبانيت با دست به كيف وسايل پزشكى و ورزشى زده است.
از سوى ديگر ايوانكوويچ روز دوشنبه به خبرگزارى آلمانى DPA اعلام كرده است كه هنوز تصميم نهايى در رابطه با تركيب تيم ايران براى ديدار با آنگولا را اتخاذ نكرده است.
اين درحالى است كه يحيى گل محمدى نيز نمى تواند به علت مصدوميت در ديدار ايران و پرتغال در ديدار بعدى تيم خود با آنگولا شركت كند و احتمالاً سهراب بختيارى زاده جانشين گل محمدى خواهد شد.
بنا بر اعلام ايوانكوويچ، على دايى نيز قرار است جزو تركيب ثابت تيم ايران دوباره در ديدار با آنگولا وارد زمين شود.
اين خبرگزارى در پايان اشاره مى كند: مهدى مهدوى كيا قرار است در ديدار ايران با آنگولا و در نبود دايى بازوبند كاپيتانى را بر بازو ببندد.
|+|
نوشته شده توسط Atila در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 12:43
دومین شکست تحقیر آمیز ستارگان پارسی! 

دومین شکست تحقیر آمیز ستارگان پارسی!

 

 

دومین شکست تحقیر آمیز ستارگان پارسی!

ستارگان پارسی در دومین دیدار خود در جام جهانی فوتبال این بار مغلوب تیم ملی پرتقال شدند. پارس ها نود دقیقه از دروازه خود دفاع کردند ولی باز هم دو گل دریافت کردند. در این دیدار ایرانی ها وقتی در مقابل بازیکنان تکنیکی پرتقال کم می آوردند پشت سر هم اقدام به خطا می کردند و چندین و چند کارت زرد گرفتند و باخوش شانسی و حمایت داور دیدار بود که یازده نفره به رختکن رفتند! به مانند بازی قبل این شکست نیز آذربایجانی ها را خوشحال کرد و عده ای درصدد برگزاری جشن های شادی هستند.

|+|
نوشته شده توسط Atila در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 12:50
شادی ملت آذربایجان از شکست ستارگان پارسی! 

 

قبل از شروع مسابقات جام جهانی فوتبال بسیاری فکر می کردند که با شروع این مسابقات جوانان آذربایجانی مشغول تماشای این مسابقات شده و احتمالا از جو ایجاد شده در آذربایجان طی حوادث اخیر خارج خواهند شد. اما درست عکس این قضیه اتفاق افتاد و مسابقات جام جهانی فوتبال تحت تاثیر حرکت هویت جویانه آذربایجانی ها قرار گرفت. بر اساس اخبار رسیده از شهر ها و نیز خوابگاه های دانشجویی، تورکهای آذربایجانی از باخت تحقیر آمیز تیم ملی فوتبال ایران در برابر مکزیک خوشحال شده و به شادی پرداختند. چرا که این تیم، تیم ستارگان پارسی بود!!! در خوابگاه های دانشجویی بعد از هر گلی که تیم ملی فوتبال مکزیک به ثمر می رساند، آذربایجانی ها به خوشحالی می پرداختند و این عمل آنها با بهت و حیرت سایر دانشجویان همراه بود.

|+|
نوشته شده توسط Atila در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 12:31
پخش شیرینی در اورمیه بعد از شکست ایران مقابل پرتغال 

اورمونیوز(27 خرداد 1385):

به دنبال شکست تیم فوتبال ایران در مقابل پرتغال و حذف این تیم از رقابت های جام جهانی فوتبال، مردم اورمیه با پخش شیرینی و ارسال  sms این شکست را به یکدیگر تبریک گفتند. مردم اورمیه در خیابان های اصلی شهر شیرینی به یکدیگر تعارف می کردند یا آن را روی اتومبیل های در حال تردد در خیابان ها پخش می کردند. شادی مردم در میدان مرکزی شهر و  نیز خیابان استاد برزگر نمود بیشتری داشت. هم چنین در sms های ارسالی متن هایی چون شکست غرور آفرین ستارگان پارس را در مقابل پرتغال  تبریک می گوییم" به چشم می خورد.

|+|
نوشته شده توسط Atila در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 12:27
رژیم آپارتاید امکان مهار قورولتای قلعه بابک را نخواهد داشت 

نتیجه تحقیقات میدانی و گمانه زنی های به عمل آمده از اوضاع شهرهای انقلابی آذربایجان، حکایت از شور وسیع ملی به منظور شرکت در قورولتای عظیم قلعه بابک دارد.

با توجه به قیام نزدیک به 25 شهر کوچک و بزرگ و بخصوص وقوع چندین قیام در شهرهای اهر و کلیبر، بعنوان شهرهای میزبان ملت آذربایجان در کنگره قلعه بابک ، گسترش بی سابقه روحیه وحدت و صمصمیت در میان فعالین و همچنین تشدید اراده مبارزه و تعمیق عزم مقاومت در برابر آپارتاید، بی تردید قورولتای قلعه بابک امسال از هر سالی باشکوهتربرگزار خواهد شد.

اخبار رسیده از درون نهادهای امنیتی نیز مبین سردرگمی جدی آنها در تعیین سیاستهای امنیتی و نظامی مراسم پیش روی می باشد.

همچنین شرکت در قورولتای امسال در واقع به معنای حضور در مراسم چهلم بیش از 50 شهید در خون غلتیده آذربایجان خواهد بود.

قورولتای سال 1385 قلعه بابک در تاریخ هشتم و نهم تیر ماه در قصر جمهور و بر فراز صخره سترگ بذ برگزار خواهد شد.

گفتنی است روز دهم تیرماه همزمان با جشن میلاد بابک عموم ملت آذربایجان در همه شهرهای تورک نشین از عصر روز شنبه مراسم ویژه ای را برگزار خواهند کرد.

|+|
نوشته شده توسط Atila در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 و ساعت 12:19
لجنی به نام ایران را بشناسیم و آن را به زباله دان تاریخ بیندازیم 
­­­­­­این روزها که نهضت مدنی ملت تورک آذربایجان برای اولین بار در 28 سال عمر نظام فاشیستی ایران را به مد ت چند هفته به چالش کشیده وستونهای این رژیم خشونت پرست  نژاد پرست وتوتالیتر را به لرزه درآورده است که البته خونهای مقدس جوانان تورک شهید هزینه این نهضت مقدس شده اند. دراین شرایط دلقکان عالم سیاست در داخل وخارج همگی به میدان آمده اند تا از این فرصت سوء استفاده نموده و برای خود کلاهی بدوزند اما آنان همگی مغلوب تجربه وآگاهی حرکت ملی آذربایجان خواهند شد . دیگر همانند انقلابهای مشروطه وانقلاب 1979(1357)  ملت تورک آذربایجان برای ایران فارسها مبارزه نخواهد کرد و حاصل خون مقدس شهیدانش را دو دستی تقدیم مشتی فاشیست و شوونیست فارس نخواهد کرد کاری که رهبران و فعالین سیاسی ساده لوح وایده آلیست آذربایجان در انقلاب مشروطه و انقلاب 1979 انجام دادند و بدون طراحی مبانی صحیح نظری فعالیت سیاسی مدرنشان که میبایست بر مبنای هویت ملی و منافع ملی تورکهای آذربایجان جنوبی تبیین می شد عملا به جاده صاف کن منافع نامشروع فاشیسم فارس در آذربایجان تبدیل شدند. نتیجه انقلاب مشروطه و قهرمانیهای ستارخان و باقرخان و شهدای تقدیم شده در راه آن که مبنای نظری آن با تعریف هویت ملی ایران بر مبنای زبان فارسی  عملا به سرکوب و تحقیر هویت ملی تورکهای آذربایجان منجر شد و با به قدرت رسیدن سلسله پهلوی در کودتای سوم اسفند 1299 به پنجاه و هفت سال استثمار و استعمار فرهنگ  اقتصاد و سیاست آذربایجان توسط  فاشیستهای فارس منجر شد. تاسف بارتر اینکه روشنفکرانی که بنای تعریف هویت مدرن ایران بر مبنای هویت زبانی فارس را گذاشتند مشتی روشنفکرنمای ابله تورک مانند فتحعلی آخوند زاده  عبدالرحیم طالبوف  زین العابدین مراغه ای  مستشارالدوله تبریزی   سیدحسن تقی زاده  احمد کسروی  تقی ارانی   خلیل ملکی و...از طیف های چپ وراست روشنفکری بودند که بدلیل فقدان آگاهی نظری از مبانی هویت ملی و هویت زبانی دولت- ملت (Nation_state) با اوهام ایده آلیستی شان مثلا در راستای وحدت سرزمین خیالی ایران در مقابل دو قدرت استعماری زمان یعنی روس و انگلیس و یا ایده خیالی جامعه بی طبقه عملا" آب به آسیاب فاشیسم فارس ریختند و ملت تورک آذربایجان را به زندان 100 ساله فاشیسم فارس انداختند که رهایی از آثار زیانبار آن در کوتاه مدت امکانپذیر نخواهد بود.                                                       
ایران شبه مدرن در 150 سال اخیر علیرغم وجود هویت های ملی متکثر تورک  عرب  کرد  بلوچ  ترکمن  قشقایی و... با تفسیر توتالیتر و فاشیستی صرفا" بر مبنای هویت زبانی فارس تعریف شده است و بدین ترتیب حکومت مطلقه متمرکز این کشور را به جهنمی برای ملل غیر فارس ساکن در آن تبدیل کرد و اصلی ترین هدف حکومت مرکزی آن نابودی و اضمحلال هویت های ملی غیر فارس در هویت فارسی بود. تلاش برای نابودی و استحاله هویت های ملی غیر فارس با ارائه مبانی فلسفی و تاریخی نژادپرستانه از تاریخ ایران در حوزه های فرهنگی  سیاسی  اقتصادی و... به صورت هماهنگ از سوی دستگاه حاکم توتالیتر پهلوی و جمهوری اسلامی اعمال شده است
.
انقلاب ضد آپارتاید و ضد فاشیسم ملت تورک آذربایجان که در صدمین سالگرد انقلاب مشروطه و در هفته پایانی اردیبهشت ماه سال 85 از دانشگاهها شروع و سپس به درون شهرها گسترش یافت و رژیم فاشیستی با گسیل نیروهای ضد شورش فارس زبان از مناطق مرکزی و جنوبی ایران دستان خود را به خون مقدس بیش از 50 نفر از شهدای آذربایجان آلوده کرد همچنین تعداد زیادی از فعالین سیاسی تورک زخمی و هزاران نفر دستگیر و زندانی شدند که طبق اخبار موثق برای اعتراف گیریهای ساختگی همگی تحت شکنجه های شدید روحی وجسمی قرار دارند
.
قیام انقلابی ملت تورک آذربایجان که مدنی  دموکراتیک  هویت طلبانه و مبتنی بر درخواست حقوق ملی سیاسی  فرهنگی  اقتصادی و بویژه حق تعین سرنوشت و تشکیل دولت ملی تورکهای آذربایجان جنوبی می باشد پاسخی به بیش از صد سال انکار هویت ملی تورکهای آذربایجان و پایان دادن به سیاست آسیمیلاسیون ملت تورک در قوم کویر نشین فارس است
.
تلاش مشتی نویسنده جیره خوار فارس و آسیمیله شده های تورک برای تقلیل دادن این انقلاب ریشه دار ملی تورک  به موضوع لجن پراکنی ورق پاره ایران و از سوی دیگر بایکوت خبری رژیم فاشیستی فارس و هماهنگی جوجه روشنفکران فارس و خود فروختگان تورک در بایکوت خبری انقلاب ملت تورک همگی درس عظیمی برای ساده لوحان طرفدار فدرالیسم یا خیالبافانی که به دلیل عدم آشنایی با مبانی فلسفی نظامهای توتالیتر و فاشیستی فارس هنوز در رویای تعامل و گفتکو با جوجه روشنفکران فاشیست فارس یا گروههای سیاسی جیره خوار دولت فاشیست فارس به سر می برند و از سوی دیگرنقطه عطفی برای اکثریت ملت تورک و فعالین سیاسی آن که عمیقا" معتقد به پایه ریزی و طراحی مبانی نظری و عملی استقلال ملت تورک در شرایط مساعد داخلی و بین الملی فعلی هستند می باشد
.
مبارزه مدنی و غیر خشونت آمیز ملت تورک با تکیه بر تجمع گسترده جمعیت و به استیصال کشیدن عوامل سرکوب رژیم در شرایط فعلی بهترین و کم هزینه ترین راه برای کشاندن توده های ملت تورک به خیابانها و وادار کردن گام به گام رژیم فاشیستی به عقب نشینی است. گام نخست بعد از تظاهراتهای عظیم ملت تورک در اوائل خرداد ماه آماده کردن افکار عمومی ملت تورک برای مراسم چهلم شهدای قیام اخیر همزمان با سالگرد مراسم ملی کنکره عظیم قلعه بابک می تواند با اجتماع میلیونی  ملت تورک  در تبریز ( باتوجه به ممانعت رژیم از حضور ملت در قلعه بابک که در تبریز امکان جلوگیری رژیم از گردهمایی ملت از تمامی شهرهای آذربایجان به طور نسبی وجود ندارد ) به شکل تحصنی عظیم آغاز و تا زمان وادار کردن رژیم فاشیستی فارس به عقب نشینی در مقابل خواستهای ملی ملت تورک ادامه یافته و از طریق خبرگزاریهای معروف جهانی صدای استقلال خواهی تورکهای آذربایجان جنوبی به شکل مدنی به مجامع جهانی و سازمانهای بین المللی و دولتها رسانده شود ودر مناسبتهای دیگر ملی آذربایجان (مانند 16 فروردین سالگرد  تشکیل حکومت شیخ محمد خیابانی  14 مرداد سالگرد پیروزی انقلاب مشروطه  22 شهریور سالگرد سقوط حکومت خیابانی  21 آذر سالگرد تشکیل حکومت ملی پیشه وری  29 بهمن 1356 واول خرداد سالهای آتی و...) این اجتماعات تداوم یابد تا زمانی که هم در داخل ودر صحنه سیاست منطقه ای وبین المللی استقلال دولت ملی تورک آذربایجان جنوبی مشروعیت کافی به دست آورده و اعلام گردد. انسجام ملی بر سر هدف استقلال ضرورت هماهنگ کردن قدرت ملی متشکل از تمامی قشرها و طبقات اجتماعی ملت آذربایجان را میطلبد.  و بدون قدرت منسجم ملی نه در صحنه سیاست داخلی  نه منطقه ای و نه بین المللی نمی توان راهی برای حضور ملت تورک آذربایجان جنوبی بعنوان ملتی مستقل در صحنه سیاست بین الملل یافت
.
آنانکه ذلیلانه با التماس و خواهش (مجمع دانشگاهیان آذربایجان) و با ساده لوحی تصور می کنند با به اصطلاح استراتژی ؟! التماس و خواهش می توانند از رژیم فاشیست فارس برای ملت شرافتمند آذربایجان حق و حقوقی هر چند ناچیز و در چارچوب قانون اساسی فاشیسم فارس (که البته نظامهای فاشیستی هیچ وقت حتی پایبند قوانین خودشان هم نیستند ) بدست آورند  اینان نه در تئوری و نه در عمل ابدا" آشنایی با سیاست داخلی و بین المللی ندارند و دچار توهم آشنایی با سیاست و خدای ناکرده رهبری حرکت ملی آذربایجان هستند.در خصوص مواضع بسیار مشکوک مجمع دانشگاهیان آذربایجان در قبال قیام اخیر انقلابی ملت تورک باید گفت که درک آنان از سیاست بویژه به معنای نئورئالیستی آن درکی ساده لوحانه وفاقد نگرش علمی است
.
نقش قدرت در سیاست داخلی و بین المللی همانند نقش پول در اقتصاد است. کسی که بدون پول وارد بازار شود مسلما" نخواهد توانست چیزی را خرید نماید.به همان سان هم در سیاست داخلی و هم در سیاست بین المللی ملتی که فاقد قدرت است منافع ملی خود را بدست نخواهد آورد و با خواهش و التماس نیز حقی به او تعلق نخواهد گرفت. در سیاست داخلی و بین المللی حق بر بستر قدرت حیا ت می یابد. و بر همین اساس و ضرورت گریز ناپذیر و حیاتی است که تلاش مداوم انجام می شود تا وسیعترین میزان قدرت در اختیار باشد
.
برای توانمند سازی قدرت ملی تورکهای آذربایجان جنوبی به عنوان ملتی کهن در منطقه و جهان ابتدا بایستی رابطه دانش و قدرت را به مفهوم میشل فوکویی آن فهمید و بر این اساس گفتمان هویت ملی و منافع ملی سرکوب شده تورکهای آذربایجان را در میان ملت تورک بسط داد. البته در 15 سال بعد از فروپاشی شوروی گفتمان مستقل هویت و منافع ملی تورکهای آذربایجان توسط فعالین فرهنگی و سیاسی آذربایجان با سرعت قابل توجه در میان ملت تورک بسط داده شده است و موفقیت قابل توجهی در زمانی محدود بدست آورده است اما هنوز راه درازی برای بسط کامل این گفتمان در میان ملت تورک وجود دارد تا انسجام ملی بر سر هدف استقلال و تشکیل دولت ملی آذربایجان حاصل گردد
.
قیام انقلابی اخیر ملت تورک بویژه در روز دوشنبه اول خرداد ماه در تبریز (و البته سایر شهرهای کوچک و بزرگ آذربایجان ) منبع قدرتی ایجاد کرد که بلافاصله در سیاست داخلی وخارجی اثرات خود را بر جای گذاشت .دولت همان روز دوشنبه وزیر فاشیست فرهنگ و ارشاد اسلامی خود رامامور فریب و ظاهرا" دلجویی از ملت تورک کرد وروز سه شنبه 2/3/1385 روزنامه ایران توقیف و دو نفر از عاملان ایران جمعه بازداشت و زندانی شدند. این حرکت آگاهانه و منسجم ملی تورکهای آذربایجان بر علیه فاشیسم فارس شاید در نوع خود در درون شهرها در صد سال اخیر بی نظیر بود.اما قدرت تاثیر گذاری آن حداقل در صحنه سیاست داخلی در اندازه همان تعطیل کردن روزنامه ایران ودلجوییهای فریبکارانه چند وزیر فاشیست بود که البته باز از انگ زدن به ملت تورک(تحت عناوین عوامل بیگانه و اراذل و اوباش و... ) پرهیز نداشتند
.
برای تداوم حفاظت از منافع ملی و وادار کردن دولت فاشیست فارس و حامیان نظری آن یعنی جوجه روشنفکران فارس و فارس زده داخلی وخارجی بایستی طیف ها و قشرهای بیشتری از ملت تورک آذربایجان وارد تظاهراتها وتحصن های خیابانی شود تا با قدرت ملی افزون تری منافع ملی تورکهای آذربایجان هم در سیاست داخلی و هم در سیاست بین المللی مطرح و پی گیری گردد . به ویژه جبران ضعف در خبررسانی و ضعف در دیپلماسی در سیاست بین الملل بایستی توسط فعالین حرکت ملی در خارج جبران گردد و به جای رقابت های کودکانه شخصی تعقیب منافع ملی به شکل منسجم در اولویت کار آنان قرار گیرد. البته انتظار رسیدن به تمامی اهداف ملی در قالب منافع ملی درپی تظاهرات دو هفته ای منطقی نیست و بایستی نخبگان و فعالان حرکت ملی ملت را برای مبارزه ای سنگین و طولانی مدت جهت رسیدن به هدف والای استقلال ملی آماده نمایند. قیام انقلابی  ملی ومدنی با این حجم نمی تواند به اراجیفی مانند ا صول 15 19 و48 قانون اساسی فاشیسم فارس تقلیل بیابد که عده ای از فرصت طلبان وتشنگان قدرت اعم از تورک وفارس یا روشنفکران عافیت نشین فارس ظاهرا" طرفدار دموکراسی  حقوق بشر  پلورآلیسم واومانیسم  لیبرالیسم و... باطنا" فاشیست ونژاد پرست در پی ماهی -گرفتن از این وقایع وخون مقدس شهدای آذربایجان برای اهداف کثیف خود هستند. که البته فعالان حرکت ملی آذربایجان اجازه چنین سوء استفاده ای را در داخل وخارج به کسی نخواهند داد
.         
در پی قیام انقلابی و مدنی ملت تورک آذربایجان دلقکان و فرصت طلبان عرصه سیاست داخلی وخارجی هر کدام به نحوی به حرکت در آمده اند تا از این قیام ملی برای اهداف کثیف و نا مشروع خودشان بهره ای ببرند . در این قسمت و البته مقالات بعدی ما به سوابق و گرایشات فکری وعملی این لجن-  های عالم سیاست صریحا" اشاره نموده و آنان را به حضور شریف ملت تورک آذربایجان معرفی خواهیم کرد البته بعضا" ذکر نام تک تک این افراد مقدور نخواهد بود اما طیف فکری و جریان سیاسی وابسته آنان را فاش ومعرفی خواهیم کرد. در هر صورت هدف ما شناساندن دشمنان و خائنان به منافع ملی آذربایجان و از این طریق جلوگیری از سوار شدن این فرصت طلبان بر موج در حال رشد حرکت ملی آذربایجان می باشد و در ادامه نیز در همین راستا مطالبی را خواهیم نگاشت
.
-
اولین طیف و جریان فکری که ماهیت ضد انسانی  فاشیستی و غیر دموکراتیک خود را به نمایش گذاشتند  روشنفکران و روزنامه نگاران فارس و یا تورکان فارس زده که مدام از دموکراسی  حقوق بشر  اومانیسم  پلورالیسم  لیبرالیسم و... داد سخن می دهند بودند. اینان نشان دادند که حقوق بشر و دموکراسی را صرفا" برای فارسهای کویر نشین می خواهند و وقتی می بینند در این ایران اشغالی  ملل دیگری مانند تورک  عرب  کرد  بلوچ  ترکمن  گیلک و... بر شناسایی هویت ملی  منافع ملی و حقوق انسانی خود تاکید می کنند و با قتل عام  دستگیری  شکنجه   تبعید  محرومیت از حقوق فردی و اجتماعی و... از سوی رژیم فاشیست فارس روبرو می شوند این جوجه روشنفکران فارس یا سکوت توام با رضایت را در پیش می گیرند و یا بدتر از آن به جای محکوم کردن اعمال ددمنشانه فاشیسم فارس نگرانی خود را از تجزیه ایران و حاکم شدن ملتها بر سرنوشت خود اعلام می دارند
.
اکثریت قاطع اینان در یک سال اخیر یعنی از وقایع خونین خوزستان در بهار 1384 و کشتار جوانان عرب توسط فاشیسم فارس  وقایع خونین کردستان در تابستان 1384 و جنایات رژیم در بلوچستان و آذربایجان در بهار سال جاری (1385) نه تنها به سکوت خبری در مقابل این جنایات رژیم پرداختند  بلکه به بایکوت اخبار قیامهای ملی و دموکراتیک و هویت خواهانه ملل ساکن در این جغرافیای اشغالی به نام ایران عملا" به یاری فاشیسم فارس بر خواستند. لازم است این فاشیستهای نظریه پرداز و مدعی دروغین حقوق بشر و لیبرالیسم و دموکراسی و پلورالیسم و... را تاحد امکان نام برد . البته احزاب و گروههای سیاسی فارس یا احمقها و خود فروختگان آذربایجانی که در شهرهای آذربایجان برای احزاب فاشیسم فارس مستقر در تهران  در آذربایجان دفتر باز کرده اند از جمله این فاشیستهای ضد آذربایجانی می باشند. نامهای شناخته شده و سردمداران نظری و عملی فاشیسم فارس عبارتند ازمسعود بهنود– محمد نوری – عبدالکریم سروش – بابک احمدی – حمید احمدی – نقیب زاده – سیف زاده – احمد ساعی – محمود سریع القلم– سید جواد طباطبایی – موسی غنی نژاد – هر میداس باوند – ورجاوند – محمد رضا تاجیک – تاج زاده – سعید حجاریان – عماد الدین باقی – محسن کدیور- مهاجرانی – محمدعلی ابطحیشیرین عبادی – پیروز مجتهد زاده – عبدالله رمضان زاده – هادیان – سمتی –ابومحمد عسگرخانی – الهه کولایی و... اینان توجیه کنندگان  نظری فاشیسم فارس و تعریف هویت ملی ایران بر مبنای نژاد پرستی فارس و تز نابودی ملل غیر فارس در این جغرافیای اشغالی موسوم به ایران در شرایط فعلی می باشند
.
سردمداران عملی فاشیسم فارس در شرایط فعلی تمامی مسئولان رده بالا و میانی و بعضا" پایین حکومت می باشند که دستان آنان در چند هفته اخیر به خون مقدس شهدای آذربایجان آلوده گشت اینان در آینده در قبال ملت تورک آذربایجان و جهان حساب پس خواهند داد کسانی که در نقش رهبر رئیس جمهور وزیر وکیل  مدیرکل  فرمانده پلیس  بسیج  نیروهای اطلاعاتی و امنیتی  استاندار  فرماندار  بخشدارو... به سرکوب تظاهرات مدنی ملت آذربایجان و به شهادت رساندن  دستگیری  شکنجه  ضرب و شتم و... اقدام می کنند بایستی منتظر خشم ملت تورک باشند. مطمئنا" لیست عاملان شهادت و شکنجه مردم آذربایجان در حال تهیه شدن است و از طریق رسانه های جمعی در اختیار ملت قرار خواهد گرفت
.
 
لس آنجلس نشینان لمپن و هرزه گو به سر کردگی لیدر کاریزماتیک شان هخا؟! که برنامه های لمپن وار و هرزه متعفن از اندیشه های فاشیستی وشئونیستی شان این تلویزیونها رابه سوژه ای برای تمسخر شدن از سوی تلویزیون های داخلی یعنی تلویزیونهای جمهوری اسلامی تبدیل کرده است .اینان با   بایکوت اخبار واقعی قیام ملی آذربایجان  سعی در ارائه چهره ای فارس گرا و ایران گرا از قیام ملی آذربایجان دارند و با تکرار اراجیف 100 سال اخیر که اقوام و ملل ساکن در ایران کل واحدی را تشکیل میدهند؟! سعی در سرپوش گذاشتن بر قیام ملی و استقلال طلبانه ملت تورک دارند که البته شعارهای هارای هارای من تورکم   منیم دیلیم اولن دئیل  فاس دیلینه دونن دئیل   آذربایجان بیر اولسون  مرکزی تبریز اولسون   پاسخی قاطع به یاوه سرائیهای صد سال اخیر جوجه روشنفکران و دولتمردان فارس گرا دادند و البته در آینده پاسخهای قاطع تری خواهند داد
.
طرفداران فدرالیسم که به دو گروه تقسیم می شوند آنان که از سر فرصت  طلبی مانند رضا پهلوی  علیرضا نوری زاده و ... به شکلی موذیانه و مکارانه برای جلو گیری از استقلال ملل ساکن در جغرافیای اشغالی بنام ایران به این ابزار متوسل شده اند و ابدا" نه گذشته آنان و نه افکار فعلی آنان تناسبی با فدرالیسم در ایران ندارد و صرفا" فدرالیسم را به عنوان ابزاری برای گذر فاشیسم فارس از بحران داخلی و بین المللی فعلی مناسب می دانند
.
طیف دوم تعدادی از فعالین حرکت ملی آذربایجان و تعدادی از فعالان سیاسی مخالف رژیم فاشیستی فارس در میان ملل کرد  عرب  بلوچ  ترکمن  ... که آشنایی عمیق با مبانی فلسفی  جامعه شناختی و روان شناختی نظام توتالیتر راست یعنی فاشیسم فارس ندارند می باشند
.
مبانی فلسفی فاشیسم در ضدیت با تجدد لیبرال و تلاش برای باز گرداندن جامعه در حال گذار به سوی مدرنیته به ارزشهای فرهنگی جامعه سنتی که این ایدولوژی ارتجاعی برای فریب افکار عمومی و تداوم حکومت بر آن در هر جامعه ای به شعار های فریبنده مانند ضدیت با یهود (در آلمان هیتلری ) احیای عظمت امپراتوری روم باستان (ایتالیای موسولینی ) ضدیت با سلطه غرب بر آسیا و احیای فرهنگ سنتی آسیایی وژاپنی (ژاپن قبل از جنگ جهانی دوم )احیای امپراطوری باستانی فارس قبل از اسلام به همراه ضدیت با ملل غیر فارس در ایران (در ایران سلسله پهلوی ) واحیای فرهنگ سنتی اسلامیفارسی در قالب ضدیت با غرب وتجد د به همراه ضدیت با ملل تورک  عرب  کرد  بلوچ  ترکمن و... ( در جمهوری اسلامی ایران ) متوسل می گردد
.
نظام توتالیترو فاشیسم منبعث از آن یک ایدئولوژی تمامیت خواه است و معتقد است که تفسیر حقیقت مطلقا" در اختیار اوست و مخالفان آن همگی گمراه یا عامل اجانب و دشمنان می باشند و بنابراین حقانیت مطلق در اختیار این رژیم هاست و حذف فیزیکی مخالفان رژیم براحتی توجیه پذیر می گردد. این ایدئولوژی تمامیت خواه (هم در دوره پهلوی و هم در دوره جمهوری اسلامی ) امکان تعامل و مشارکت دیگران وغیرخودی ها در قدرت  معرفت و ثروت که لازمه دموکراسی لیبرال است را کاملا" منتفی می داند و در تلاش سیستماتیک برای شکل دادن به هویتی واحد است در حالیکه در عالم واقع ما با هویتهای متکثر در جامعه روبرو هستیم. تلاش سیستمهای توتالیتر و فاشیسم برای حذف هویتهای متکثر و تحمیل و قبولاندن یک هویت جعلی از سوی آنان زمینه رویارویی بین هویتهای متکثر واقعی و موجود در جامعه با هویت تحمیلی از سوی فاشیسم (در مورد ایران فاشیسم فارس ) را فراهم می نماید. اساسا"  فاشیسم یک کل به هم پیوسته است و هر نوع خلل در ارکان نظری و عملی آن به فروپاشی سیستم فاشیستی منجر می گردد. به هر حال امکان هر نوع تعامل و تقیسم قدرت با حکومت فاشیستی فارس در تهران منتفی است و فدرالیستها خیالبافانی هستند که می خواهند با اوهام خود وبا برگی زیتون در دست و بدون رویارویی با قدرت سرکوبگر فاشیسم فارس به حقوق حقه ملت تورک نائل آیند که این ذهی خیال باطل است . جز با سقوط این رژیم نژاد پرست وضد انسانی وضد تورک  عرب  کرد  بلوچ ... راهی برای رسیدن به هویت و منافع ملی وجود ندارد
.
در طول صد سال اخیر با غلبه گفتمان فاشیسم فارس بر عرصه سیاست داخلی و خارجی ایران  نمایندگانی که از آذربایجان در این صد سال به مجلس راه یافته اند یا بهتر بگوییم از طرف فاشیسم فارس برای مجلس انتخاب شده اند به استثنای افرادی مانند شیخ محمد خیابانی و سیدجعفر پیشه وری و... همگی در خیانت به آذربایجان و هویت ملی و منافع ملی آذربایجان پرونده ای قطور دارند. اصولا" هر گونه نشانه ای در زندگی و سوابق کاندیداهای نمایندگی مجلس که نشان دهنده گرایش نظری و یا عملی آنان به هویت و منافع ملی ملل غیر فارس باشد باعث رد صلاحیت آنان برای ورود به مجلس  می گردد . بنابراین اکثریت نمایندگان فعلی یا مامور وزارت اطلاعات می باشند و یا در پست های دیگر حمایت خود را از دولت و خیانت خود را به ملت آذربایجان به اثبات رسانده اند .موضع گیری این نمایندگان در قیام ملی اخیر ملت تورک و حمایت آنان از سرکوب ملت تورک با جملاتی دو پهلو و بعد از شهادت فرزندان ملت تورک   حضور این نمایندگان خائن در سخنرانی خامنه ای و تائید سرکوب ملت تورک آذربایجان از سوی آنان همگی خائن بودن آنان را به اثبات رسانده است. تعدادی از نمایندگان قبلی مجلس که اکنون در مجلس نیستند با مصاحبه ها و اظهار نظرهای سخیف و فارس پرستانه بار دیگر خود را در پیش ملت رسوا کردند .شهربانو امانی نماینده سابق اورمیه  غریبانی نماینده سابق اردبیل   احمد حکیمی پور نماینده سابق زنجان و...همگی به دست و پا افتادند تا با سوء استفاده از این وضعیت برای فارسها خوش خدمتی کرده و از طریق خیانت به ملت تورک آذربایجان مجددا"پستی برای خود دست و پاکنند. البته آگاهی وانسجام ملی اجازه سوءاستفاده به دلقکان عالم سیاست را نخواهد داد . حتی سخنرانیهای عوام فریبانه اکبر اعلمی نیز نبایستی فعالین حرکت ملی را بفریبد زیرا وی ابدا" ذره ای احسا سات مثبت نسبت به منافع ملی آذربایجان ندارد وبارها وی منافع ملی ایران را با منافع ملی فارس تعریف کرده است وگاها" برای ماموریت هایی که از سوی فاشیسم فارس به وی محول شده برای فریب افکار عمومی جملاتی که خوشایند ملت تورک باشد به زبان می آورد. اسامی تعدادی از این نمایند گان خائن را جهت آشنایی خوانند گان ذکر می کنیم
:
غریبانی  میر محمود یگانلی شهر بانو امامی  عشرت شابق  محبی نیا شافعی  سید مصطفی سید هاشمی  سلمان خدادادی  جبارزاده  تاجدالدینی  عباسپور  سید بهلول حسینی بیت الله جعفری محمد حسین فرهنگی (که خواستار اعدام فعالین حرکت ملی آذربایجان شده بود)  پیر موذن  نوعی اقدم  ولی آذروش  مهر انگیز مروتی  طلایی نیک  شکوری  جهانگیر زاده  حجازی  صدیقی  شاپور مرحبا    شعر دوست  انواری و
...
احمد حکیمی پور که در اوایل دهه 1990 میلادی نشریه امید زنجان را با گرایش به حرکت ملی آذربایجان منتشر می کرد بعد از انتخاب شدن به نمایندگی مردم زنجان در مجلس پنجم وسپس عضویت در شورای شهر تهران به بند و بست های کثیف با سیا ست بازان فاشیسم فارس در تهران وارد شد و تلاش کرد با سوءاستفاده از اعتبار حرکت ملی آذربایجان مجدا" در انتخابات شورای شهر تهران برنده شود ولی شکست خورد وبعد از آنکه از سوی محافظه کاران فاشیست حاکم در تهران کنار گذاشته شد  در انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه 1384 با حمایت از دشمن قسم خورده ملت تورک یعنی هاشمی رفسنجانی مجددا" تلاش کرد به گردونه سیاست بازان کثیف در تهران بازگردد و با کمک و حمایتهای قاطع او بود که رفسنجانی در استان زنجان در دور اول اولین رای را آورد ولی بخت با حکیمی پور یار نبود و تمام مهره های وی در شطرنج سیاست سوخت. این دغل باز عالم سیاست اخیرا" در سایتهای آذربایجانی در نقش یک رهبر پیام داده و مثلا" از ملت ترک آذربایجان یاد نموده است اما در آخرین کلمات مورد استفاده اش باز عدم صداقت نسبت به منافع ملی آذربایجان را نشان داده و نوشته است: ’’پاینده باد کشور ایران‘‘­­­­­؟
!
جناب آقای حکیمی پور شما به جای پیام دادن در نقش رهبر بایستی از گذشته خود توبه نموده همانند سرباز پیاده نظام برای ملت مظلوم آذربایجان مبارزه کنید تا بار دیگر ایمان وصداقتتان را نسبت به هویت و منافع ملی آذربایجان اثبات کنید در غیر اینصورت شما هم در تهران و هم در آذربایجان مهره ای سوخته هستید. ابتدا رابطه تان را با عالی جناب فاشیسم فارس هاشمی رفسنجانی قطع کنید و سپس از ملت آذربایجان عذر خواهی کنید
.
-
وزرایی که اصلا" آذربایجانی بوده و در کابینه های مختلف بعد از انقلاب ویا قبل از انقلاب صاحب پست وزارت ویا ریاست سازمان  استاندار و... بوده اند اینان نیز خیانت به منافع ملی آذربایجان را پلکانی برای رسیدن به پست ومقام در تهران قرارداده اند و پرونده شان در جلوگیری از پیشرفت فرهنگ  اقتصاد و سیاست آذربایجان و استثمار آن به نفع مناطق فارس زبان اظهرمن الشمس می باشدما در اینجا نام  تعدادی از این خائنان معروف را ذکر می کنیم: علی عبدالعلی زاده- میرحسین موسوی- نعمت زاده- آقازاده- شافعی- کلانتری- پزشکیان- مهرعلیزاده- فتاح- انصاری- سبحان اللهی- نگارنده و
...
جمع بندی و نتیجه گیری

هویت و خود فهمی که از کلمه ایران در صد سال اخیر توسط روشنفکران فارس زده و فارس ودولت مرکزی ارائه شده کاملا" تمامیت خواه و فاشیستی بوده و در آن جایی برای هویتهای ملی غیر فارس و منافع ملی آنان وجود ندارد. به این ترتیب در صدها سال گذشته آنچه که با عناوین مختلف در طول تاریخ نامیده می شد مانند دولت تورک صفوی قزلباش- افشارسلجوقیان آق قویونلوها- قره قویونلوها- غزنویان و... که عموما" دارای اسامی و عناوین تورکی بودند در صد سال اخیر با جعل و دستکاری در تاریخ به نام ایران و منحصرا" فارس نامگذاری شد و در داخل و خارج از ایران این نام تحمیلی با هزینه های کلان تبلیغ گردید. در حقیقت وجود هویت های ملی متکثر در این سرزمین جعل شده به نام ایران به طور سیستماتیک انکار گردید و قوم فارس نمایانگر تمام فضایل وملل دیگر مانند تورکها  عربها  تورکمن ها و... نمایانگر بدویت و وحشی گری معرفی شدند و این کشور کثیرالملل عملا" توسط فارسها به لجنزاری تبدیل شد. اکنون در شرایط فعلی که هرکدام از ملل ساکن در این جغرافیای جعل شده به نام ایران هر کدام سرزمین و نام مختص خود را دارندوخواهان شناخته شدن با نام تاریخی ملت وسرزمین خود هستند و نیازی ندارند عناوین جعلی و تحمیلی همانند اقوام و ملل ایرانی ؟! آذری زبانان؟!   خرده فرهنگهای ایرانی ؟! و... در مورد آنان به کار رود . تورکهای آذربایجان جنوبی نیز تاریخ و هویت ملی و فرهنگ و ادبیات درخشان خود را دارند و نیازی ندارند بعضی از روی ساده لوحی و بعضی ها باخباثت و نیات شوم عباراتی مانند آذربایجان ایران  آذری زبانان ایران  خرده فرهنگ آذری  تورکهای ایران و... در مورد آنان به کار رود. به همین جهت کلمه لجنی مانند ­­­­‘‘ ایران ‘‘ شایسته نیست در کنار نام مقدس آذربایجان به کار برده شود ملت تورک نیز خواهان اخراج فاشیسم فارس و نوکران آنان ازآذربایجان می باشد.
گروهها و طیفهایی که جداگانه به اجمال مورد بحث قرار گرفتند بعضی از روی ساده لوحی وندانم کاری ولی اکثریت آنان از روی خود فروختگی و نیات شوم وگرایشات فاشیستی  مانند وجه المصالحه قرار دادن ملت تورک برای اهداف کثیف شخصی در پی سوء استفاره از قیام ملی تورکهای آذربایجان برآمده اند و لازم است در آینده نیز از سوی فعالان حرکت ملی آذربایجان به ملت شناسانده شوند و نه تنها فرصت سوء استفاده از آن گرفته شود بلکه آنان در آینده توسط ملت به سزای اعمال و نیات خائنانه خود برسند
.
 
فعالین صادق حرکت ملی و ملت تورک آذربایجان بایستی لجن ایران گرایی و فارس گرایی را از آذربایجان بزدایند و گفتمان لجن فارس گرایی و ایران گرایی را از ساحت مقدس آذربایجان کنار بزنند و گفتمان هویت ملی و منافع ملی تورکهای آذربایجان را در میان تک تک ملت تورک رواج دهند تا عمل سیاسی بر مبنای آن شکل گرفته و منافع ملی آذربایجان تامین گردد
.
نکته ای در خصوص سیاست خارجی تورکهای آذربایجان جنوبی  در شرایط کنونی منافع ملی ما و آمریکا و اتحادیه اروپا بعنوان بزرگترین قدرت بین الملل در مخالفت با فاشیسم  فارس هماهنگ و دارای همپوشانی است ولی نیازمند انسجام بیشتر ملی در داخل و خارج هستیم که با قیام ملی اخیر این انسجام به سرعت رو به افزایش است . فعالین حرکت ملی ساکن در خارج بایستی نقش دیپلماتها و وزارت خارجه را برای تورکهای آذربایجان جنوبی بازی کنند . در صحنه سیاست خارجی و دیپلماسی و بین المللی ما بسیار کم تریبون و بی صدا هستیم . در اهمیت دیپلماسی "کلمانسو" نخست وزیر فرانسه در جنگ جهانی اول بعد از پیروزی متفقین (فرانسه  انگلیس  ایتالیا  آمریکا) بر متحدین (آلمان  اتریش- مجارستان و عثمانی ) گفته بود: "ما جنگ را بردیم اکنون باید دیپلماسی را ببریم. " ما با یکی از کثیف ترین و بی رحم ترین رژیم های فاشیستی تاریخ جهان روبرو هستیم  ولی شرایط داخلی وبین المللی به نفع ما در حال حرکت است و عمر نظامهای فاشیستی با غلبه گفتمان لیبرال- دموکراسی بعد از پایان جنگ سرد رو به پایان است
.
در خصوص همسایگان و حتی ملل تورک همسایه نیز منافع ملی تورکهای آذربایجان جنوبی راهنمای نحوه روابط با آنان خواهد بود . البته اهمیت هماهنگی سیاست خارجی ما با بزرگترین قدرتهای سیاست بین الملل یعنی آمریکا و اتحادیه اروپا اجتناب ناپذیر است در صورت عدم استفاده بهینه از شرایط مساعد فعلی در سیاست داخلی  منطقه ای و بین المللی  به نفع منافع ملی مان  نسلهای بعدی مارا نخواهند بخشید
.
                                                                                                                                         
یاشار سنقورلی 
|+|
نوشته شده توسط Atila در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 و ساعت 12:15
عباس لسانی:از روز ۲۲ خرداد حتی آب هم نخواهم نوشید. 
صالح کامرانی وکیل عباس لسانی از اتهامات سنگینی که موکلش با آن روبروست خبر داد و اطلاع داد که وی به تهران منتقل نشده است و کماکان در سلول انفرادی در بخش قرنطینه زندان اردبیل نگهداری می شود.کامرانی در مصاحبه با وبلاگ حق گفت:آقای لسانی در ملاقات با یکی از نزدیکان خویش اتهاماتی را که به او نسبت داده اند به اطلاع رسانده است.این اتهامات ۵ فقره و به این شرح است:ا-تشکیل دسته و جمعیت به منظور برهم زدن امنیت کشور.۲-فعالیت تبلیغی علیه نظام.۳-اجتماع و تبانی مبتنی بر ارتکاب و اقدام بر ضد امنیت داخلی از طریق ترویج قوم گرایی.۴-مشارکت در اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی.۵-معاونت در احراق و تخریب اموال عمومی از جمله شصت وشش بانک.وی افزود:پرونده آقای لسانی در شعبه ۴ دادگاه انقلاب اردبیل به ریاست قاضی علایی در جریان است.

کامرانی همچنین راجع به اتهامات مطروحه گفت:برای اثبات همه این اتهامات سند و مدرک لازم است که من از حالا اعلام می کنم ارائه این مستندات برای چنین اتهاماتی در مورد موکلم محال است و تمام اعمال و افکار آقای لسانی برای مردم و خصوصا شهروندان اردبیلی مشخص و شناخته شده است.وی همچنین از ادامه اعتصاب غذای عباس لسانی خبر داد و گفت:آقای لسانی از روز ۱۳ خرداد که دستگیر شده است در اعتصاب غذا است و اعلام کرده است اگر تا ۲۲ خرداد زندانیانی که در رابطه با حوادث اخیر بازداشت شده اند آزاد نشوند حتی از آشامیدن آب هم خودداری خواهد کرد.

خبر دیگری از زندان اردبیل حاکیست که زندانیان پس از آگاهی از انتقال عباس لسانی به قرنطینه زندان برای سلامتی او صلوات می فرستند.مقامات زندان نیز در مقابل سه تن از زندانیان را به مدت سه روز در سلول انفرادی زندانی می کنند.

دريافتي بوسيله - ايميل

|+|
نوشته شده توسط Atila در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 و ساعت 12:12
کشتارملت آذربایجان جنوبی دروازه های جهنم را به روی ایران خواهد گشود  

 

فاجعه ژانویه سیاه 1990 در باکو، سبب فروپاشی شوروی شد
 کشتارملت آذربایجان جنوبی دروازه های جهنم را به روی ایران خواهد گشود
 
دکتر بهنام مشفق...سیدنی
 
 
اتحاد جماهیر شوروی،
 جمهوری شوروی آذربایجان،
 باکو، 20 ژانویه سال 1990م.
در اولین ساعات ژانویه سال 1990، سالداتهای تازه نفس ارتش سرخ، تحت فرمان میخائیل گورباچف صدر حزب کومنیست اتحاد جماهیر شوروی، وارد جمهوری شوروی آذربایجان شدند. سربازان کمونیست سراپا مسلح، سوار بر تانکهای روسی عازم میدان مرکزی شهر بودند.
درست در مقابل ساختمان باشکوه دولت، روبروی مجسمه عظیم لنین، دهها هزار تن از ملت آذربایجان شمالی تجمع کرده و با تمام وجود فریاد می کشیدند: آذربایجان- آذربایجان!
درواقع این فریادهای خشمگینانه و مملو از امید، مبین نیروی شگرف ملتی بود که پس از قریب به دویست سال استعمار و استثمار ، موفق به شکافتن دیوارهای آهنین دو امپراطوری سفاک روسهای سفید و سرخ می شد.
تاریکی همه جا را فراگرفته بود. ارتش سرخ در برابر ملت توقف کرد. آرایش نظامی کامل شد. پروژکتورهای متعدد و پرنوری در میدان تعبیه گردیدند. بلندگوها به صدا در آمدند.بزبان روسی از مردم خواسته می شد که میدان را ترک کنند. لحظه به لحظه فریادهای آذربایجان- آذربایجان مردم  بلندتر و صاحب منصب روس، بی حوصله تر می شد.
فرمان حمله صادر گردید. کشتار مردم بیدفاع و عدالت طلب شروع گردید. سینه های پر حرارت جوانان هویت طلب آذربایجان شمالی، آماج  گلوله های سربی قرار گرفتند. تانکها به حرکت درامدند.آنها از روی زخمیها رد شدند. اوضاع میدان وحشتناک بود. خون و فریاد همه جا را  گرفته بود.
130 نفر شهید، 700 نفر زخمی و صدها نفر مفقود، حاصل قتل عام جنون آسا و خونین ملت آذربایجان شمالی توسط ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی بود. همان ارتشی که ادعا می کرد مدافع امنیت، حریت و حقانیت ملتهای برادر و برابر شوروی می باشد!
اما به رغم کشتار تورکهای حریت طلب آذربایجان شمالی، دولت کمونیست مسکو قادر به حفظ استیلای ظالمانه خود بر این جمهوری کوچک نشد.
کمتر از یک سال بعد پهناورترین کشور جهان و یکی از دو ابرقدرت بزرگ دنیا، براحتی یک قالب پنیر با کارد بریده شد و یک کشور پهناور، به 15 جمهوری کوچک و بزرگ تقسیم گردید و در این میان ملت غیور آذربایجان شمالی که بیشترین هزینه را برای استقلال خود پرداخته بود با غرور و افتخار مستقل شد و پرچم ملی خود را مجددا برافراشت.
مجسمه غول پیکر لنین برداشته شد و نام میدان مرکزی باکو، به افتخار اعاده حریت آذربایجان، به میدان آزادلیق تغییر یافت!
 
جمهوری اسلامی ایران،
 استانهای آذربایجانی شمالغرب، تبریز،
 اول خرداد 1385
از 22 اردیبهشت ماه سال 1385، به دنبال درج یک کاریکاتور و متن بغایت متعفن و کثیف علیه زبان و ادبیات تورکی، دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای آذربایجان و نیز سایر نقاط ایران عکس العملهای شدیدی از خود نشان دادند.
در این اهانت نامه، نویسنده فارس زبان و کاریکاتوریست سمنانی الاصل روزنامه، تورک را به سوسک، زبان تورکی را به زبان سوسکها و آذربایجان را به توالت فارسها تشبیه کرده بودند و  با ارایه 9 روش متعفن، در کل از همزبانان خود میخواستند که از قضای حاجت در توالتها اجتناب کنند تا مگر به این طریق، نسل رو به گسترش این سوسکهای زبان نفهم منقرض شود!!!
در برابر این اهانت نفرت انگیز قرن، نخست دهها هزار دانشجو در شهرهای تبریز، اردبیل، قزوین، خوی، مرند، مراغه، بناب، اورمیه، خلخال، میانه، قیدار، زنجان، موغان شهر، تهران، توفارقان، قوچان، بیرجند، رشت، آمل، کرمان،همدان، سراسکند، سویوق بولاق، اهر... اقدام به برگزاری میتینگهای مستمر و جسورانه ای کردند. در این تجمعات اعتراض آمیز، آپارتاید فارس به شدت مورد هجوم قرار گرفت و دانشگاهیان خواستار رفع مظالم ملی علیه آذربایجان مظلوم  شدند. آنها با صدای بلند، پروژه هشتادو پنج ساله شوونیسم فارس در تحقیر، تحریف، تقتیل، تضعیف و تقسیم آذربایجان را عمیقا محکوم کردند. بدنبال این اعتراضات وسیع و اولیه  روزنامه ایران توقیف شد و عوامل فارس زبان آن که به دروغ آذری زبان معرفی شده بودند راهی زندان شدند!
متعاقب اعتراضات دامنه دار دانشجویان، مردم رشید آذربایجان نیز به امواج دانشگاهیان پیوستند.
نخستین قیام شهری در خوی برگزار شد.هزاران نفر در یک  میتینگ بدون مجوز، در خیابانهای اصلی شهر  تجمع کرده و به تظاهرات پرداختند. در پی حمله نیروهای ضد شورش جمع کثیری از مردم زخمی و مجروح شدند. اهالی خوی یک صدا خواهان نابودی سیستم آپارتاید و برابری حقوق ملی تورکها با فارسها و رسمی شدن زبان تورکی آذربایجانی بودند. در این قیام دهها نفر بازداشت و زخمی شدند. قیامیون شعار می دادند: هارای هارای من تورکم.... آذربایجان میللتی چکمز بئله ذیللتی.
قیام خوی به منزله طلیعه انقلاب سراسری ملت آذربایجان بود. سپس خلخال و میانه به پا خاستند. تجمعات مسالمت آمیز مردم بدون درگیری به پایان رسید.اما اعتراضات به سرعت گسترش می یافت. شهرستان مرند آتش بجان شد. هزاران جوان مرندی اعم از زن و مرد به خیابانها ریختند. نیروهای سرکوبگر به انها حمله ور شدند. مردم ایستادند و قهرمانانه از شرف و غیرت آذربایجانی و تورکی خویش دفاع کردند. گفته می شود مرند نیز در راه دفاع از ناموس ملی شهید یا شهیدانی را تقدیم آذربایجان نموده است.
نوبت به قیام خیره کننده و عظیم تبریز رسید.
در اول خردادماه دیگ سنگی تبریز جوشید. صدها هزار نفر با سردادن شعارهای هویت طلبانه وارد خیابانهای اصلی شهر شدند. از میدان ساعت تا میدان آبرسان، جمعیت خشمگینانه علیه رژیم دیکتاتور، نظام آپارتاید و شوونیزم فارس شعار می دادند و خواستار رسمی شدن زبان تورکی ، اعاده نام آذربایجان و دیگر اسامی ملی  بر اراضی تاریخی و همچنین فعالیت رسانه های گروهی به زبان مادری خود بودند. تاریخ تبریز چنین جمعیت باشکوه، رشید، مبارز، شجاع، متحد، هویت طلب، اصالت گرا و فرهنگ پروری را بخود ندیده بود. می گویند غیر از فواصل آن دو میدان یاد شده، محلات دیگر تبریز نیز شاهد اعتراضات وسیعی گردیده بود. کسانی که قیام شاه شکن 29 بهمن سال 1356 تبریز را دیده بودند قیام یک خرداد سال 1385 را عظیمترین و هویت طلبانه ترین قیام شهری خاورمیانه طی صده گذشته معرفی می کردند.
جالب آنکه سرعت همبستگی مردم تبریز با قیامیون، به حدی سریع و عمیق بود که شاید بتوان گفت تبریز از نظر سرعت و قدرت شکل گیری یک قیام ملی، نخستین رتبه را در جهان دارا است.
اما به رغم مسالمت آمیز بودن این قیام ، نیروهای ضد شورش، لباس شخصی ها، برخی از سپاهی ها و بسیجی های عمدتا غیر بومی ، به سوی مردم حمله ور شدند. صدها گاز اشک آور و هزاران گلوله پرتاب و شلیک شد.
فرزندان غیور آذربایجان یکی بعد از دیگری بر خاک می غلطیدند. تعداد نامشخصی از اولاد فداکار آذربایجان به شرف شهادت نائل آمدند. اکنون فقط نام سه تن از آنها در دست است و تلاش برای شناسائی دیگر شهدای این حماسه کبیر ادامه دارد. دهها تن به شدت مجروح شدند.عکسهای موجود قیام تبریز، حکایت از عمق شقاوت سرکوبگران دارد. نوجوانان تیر خورده ای که بر روی دست حمل می شوند، چهره های غرق در خون و صورتهای از هم دریده شده نتیجه جنگ خیابانی نابرابری است که از سوی نیروهای تا دندان مسلح آپارتاید فارس بر مردم مظلوم، حق طلب و بی دفاع تبریز تحمیل شد.
در این تظاهرات بیش از هزار نفر بازداشت شدند. دریغ و درد که اکنون بسیاری از آنان زیر شکنجه های وحشیانه رژیم آپارتاید قرار داردند.شعله های قیام تبریز تا فردای آنروز زبانه کشید. نیروهای غیر بومی ای که روز قبل از طریق هواپیما و از شهرهای کرمان، اصفهان و فارس آمده بودند قادر به اطفای هیجان آتشین قیام نشدند. در چنین شرایطی  قیام می رفت تا به انقلاب تبدیل شود.
درست همزمان با تبریز شهر غیور زنجان شاهد قیام صد هزار نفری تورکهای هویت طلب بود. زنجان و تبریز شانه به شانه هم علیه آپارتاید فارس شعار می دادند. قیام اهالی زنجان رژیم آپارتاید را دچار هراس شدیدتری کرده بود.آنها می پنداشتند که تجرید زنجان از آذربایجان به معنای ایجاد تفرقه در میان ملت بزرگ آذربایجان خواهد بود. اما قیام زنجان آنچنان آگاهانه و شجاعانه  بود که توانست به مثابه فانوس دومی برای انقلاب ضد آپارتاید ملت آذربایجان شناخته شود.
در حالیکه عوامل رژیم می کوشیدند تا با جمع کردن نیروهای مزدور و ترتیب دادن ضد تظاهراتهای مضحک، آتش قیام شهرهای آذربایجان را خاموش کنند ملت آذربایجان همچنان به تداوم قدرتمندانه قیام ملی خود می اندیشید.
اورمو(اورمیه) قد علم کرد. جمعیتی بالغ بر صدو پنجاه هزار نفر در خیابانهای شهر سرازیر شدند. شعارهای هویت طلبانه شهرهای تبریز و مرند و میانه و خلخال و خوی تکرار شد. همه علیه فاشیزم فارس به پا خاسته بودند. دفتر روزنامه ایران و صدا وسمیا به اتش کشیده شد. اهالی اورمو درگیر جنگهای خیابانی با نیروهای ضد شورش شدند. در این نا آرامیها جمعی به شهادت رسیدند. نام برخی از شهدا شناسائی شده است.
اکنون دیگر قیام به انقلاب تبدیل شده بود. شهرهای آذربایجان یکی بعد از دیگری به پا می خاستند. شهرهای سولدوز و قوشاچای نیز وارد عرصه انقلاب ضد آپارتاید ملت آذربایجان شدند.
جوانان ناموس پرست سولدوز، آنچنان مقاومتی از خود نشان دادند که شهر برای ساعاتی آزا شد و سولدوز خونین شهر آذربایجان گردید. این شهر نه چندان بزرگ، نزدیک به یک هفته در برابر نیروهای به شدت وحشی رژیم آپارتاید مبارزه کرد و شهدای کثیری را تقدیم آذربایجان نمود. نام 15 تن از آنها شناسائی شده است.
مشکین شهر نیز ناگهان برآشفت. قیام مسالمت آمیز مردم به سرعت هدف حمله ناجوانمردانه نیروهای فاشیزم قرار گرفت. یک جنایتکار و مزدور رژیم، از فاصله چند متری با کلت کمری خود، جوان برومند مشکین شهری را از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار داد. کاسه سر این جوان معصوم شکافت و او به سرعت به شرف شهادت نائل شد. نحوه شهادت ناجوانمردانه این جوان، همه اهالی خی یو را منقلب کرد. این اقدام شبیه به شلیک گلوله رییس پلیس  جنایتکار سایگون در شقیقه مبارز ویت کنگ در ویتنام بود. عکس این جنایت یکی از معروفترین عکسهای خبری جهان است.
این اقدام وحشیانه، خشم ملت را برانگیخت. تا چندین روز مشکین شهر نا آرام بود و اهالی به خونخواهی عزیز مظلوم خود در خیابانها بودند.
بعد از خی یو، شهرهای اهر، کلیبر، سراسکند، یامچی، زنوز و ماکو نیز وارد جریان انقلاب آنتی آپارتاید ملت آذربایجان شدند. در این شهرها کوچک نیز تظاهراتهای بزرگی بر پا شد و ملت به درگیری با نیروهای اشغالگر فارس پرداختند.
اکنون چشمها به اردبیل دوخته شده بود. صبح روز 6 خرداد ماه رژیم با براه اندازی یک ضد تظاهرات چند هزار نفری  در شهر و پخش مکرر آن در رسانه های گروهی  سراسری، سعی کرد تا انرژی انفجار احتمالی اردبیل را تخلیه کند. نژاد پرستان همچنین کوشیدند تا با به اشغال در آوردن خیابانهای مرکزی شهر مانع از تجمع ملت شوند.
اما مردم غیرتمند اردبیل با همراهی جوانمردانی از شهرهای آستارا، نمین، خی یو، سرعین، نیار، انزلی، هشتپر، طالش و خلخال و نیز با شجاعتی کم نظیر، همچون سیلی بنیان کن وارد خیابانهای اصلی شهر شدند. قریب به صد هزار نفر در خیابانهای شهر حاضر شدند و به نبرد با ایادی سرکوبگر شوونیزم پرداختند. اتش قیام به حدی شعله ور شد که طی 24 ساعت تمام مراکز اداری، نظامی و مالی این شهر طعمه حریق شدند. در نبردهای خیابانی، دختران اردبیلی دوشادوش پسران می جنگیدند. بیش از 1500 تن بازداشت شدند که در بین انها نزدیک به 100 دختر و زن مبارز نیز وجود داشت. مردم قبل از قیام دیده بودند که اتوبوسهای متعدد نظامی در حال انتقال نیروهای غیر بومی از حاشیه  شرقی خزر به اردبیل هستند.
از تعداد شهیدان اردبیل خبر موثقی در دست نیست. اما گفته می شود که در همه شهرهای آذربایجان شهدا و مجروجین زیادی به سرعت توسط مامورین رژیم ربوده شده و به اماکن نامعلومی برده می شدند. در حال حاضر در انقلاب ضد آپارتاید آذربایجان جمع کثیری ناپدید شده اند.
روز هفتم خرداد فرا رسید. تهران آماده تجمع در برابر مجلس شورا در میدان بهارستان می شد.
از صبح زود هلی کوپترهای رژیم بر فراز مناطق ترک نشین به پرواز درامده بودند. موعد تجمع در ساعت 10 صبح بود. دهها هزار نیروی ضد شورش از خیابان مخبرالدوله تا میدان بهارستان را تحت محاصره خود درآورده بودند. در زیر زمین و پارکینگ اکثر ادارجات دولتی، نیروهای یگان ویژه در آمادگی کامل مستقر شده بودند. دستگاههای پارازیت زای رژیم تمام موبایلها را از کار انداخته بود. حتی گوشی تلفنهای همگانی را به فاصله چندین کیلومتر بریده بودند. ایستگاههای متروی مجاور میدان تعطیل بود. بخش مرکزی تهران به مانند یک قلعه نظامی در آمده بود. اما به رغم همه این تمهیدات ضد ملی، هزاران تن از آذربایجانی ها به سمت میدان بهارستان سرازیر شدند.
تجمع شروع شد و طنین شعارهای ضد آپارتاید ملت آذربایجان به اسمان برخاست. ناگهان نیروهای ضد شورش به مردم حمله کردند و صدها تن اعم از زن و مرد را به اسارت گرفتند. تظاهرات تهران تیتر اول خبرگزاریهای مستقل جهان شد.
سرکوبهای رژیم با شدت ادامه داشت. مقامات مدعی مختومه شدن پرونده آذربایجان بودند. ناگهان تمام آذربایجان داخل انقلاب شد. در این روز اکثر شهرهای آذربایجان مجددا به خیابانها ریختند. اهالی  زنجان،اردبیل، مغان شهر، گرمی، تبریز، اهر، کلیبر، ماکو، مرند... خیابانها را به تصرف خود درآوردند.
رژیم از سلسله قیامهای شهرهای آذربایجان مبهوت مانده بود. مقامات محلی می کوشیدند تا با برگزاری سلسله ضد تظاهراتهای نمایشی، مانع از برگزاری قیامهای ملی شوند. اما هیچ کس اعتنایی به آنها نداشت. سولدوز همچنان شهید می داد و تبریز همچنان در آتش خشم می سوخت.
محلات حیدر آباد و قیرخ متری در تبریز تحت انواع هجومها بودند. مامورین به خانه های مردم حمله می کردند، درها را می شکستند و جوانان را به می ربودند.به رغم همه این جنایتهای ضد انسانی، شهرهای  آذربایجان در فراز و نشیب قیام بودند.
 قشقائیها در شیراز به تجمعات اعتراض آمیز پرداختند. آنها از پیام ضد آپارتاید انقلاب آذربایجان دفاع کردند. دهها بیانیه از سراسر جهان در تایید انقلاب آذربایجان صادر شد. تورکهای خراسان و تورکمن نیز سلسله قیامهای برادران آذربایجانی و تورک خود را  موکدانه تایید کردند.
اهالی میانه  و اورمو و کلیبر دوباره در عصر روز 5 شنبه 11 خرداد ماه  به میدان آمدند. تجمعات خشمگینانه برگزار شد و شهرستان میانه نخستین شهید خود را تقدیم رهایی آذربایجان کرد.
تاکنون هیچکدام از خانواده های شهدا قادر به برگزاری مراسم تشییع جنازه برای عزیزان کفن پوش وطن نشده اند. همه آنها تحت تهدیدهای شدید قرار دارند. آنها در برابر تحمیلات رژیم مبنی بر انکار شهادت عزیزان خود در حال مقاومتند.
در حال حاضر فضای شهرهای آذربایجان به شدت امنیتی است. هزاران تن بازداشت شده اند. صدها تن مفقودند. احتمال شهادت و یا مجروحیت برخی از این مفقودالاثرها وجود دارد.بسیاری نیز زخمی شده و در خانه ها بصورت مخفیانه بستری شده اند. بازارهای آذربایجان حالتی نیمه تعطیل دارند.
اگرچه اکنون آتش انقلاب آذربایجان تا حدی فروکش کرده اما این انقلاب تبدیل به نهضت ملی  و ضد آپارتاید عمیقی شده که بی تردید تا امحاء کامل آپارتاید و استیفای همه حقوق ملت تورک آذربایجان ادامه خواهد داشت.
 
قیام ملت آذربایجان شمالی کمر شوروی را شکست،
انقلاب ملت آذربایجان جنوبی با ایران آریایی چه خواهد کرد؟!
زنجیرهای اسارت ملت آذربایجان شمالی پس از قریب به 170 سال در قیام ژانویه سال 1990 گسیخته شد. به این ترتیب اتحاد جماهیر شوروی بعنوان یکی از دو ابرقدرت جهان فروریخت و یک سال بعد جمهوری آذربایجان پرچم ملی خود را در میان پرچمهای مستقل روبروی مقر سازمان ملل متحد در نیویووک برافراشت.
اکنون ملت آذربایجان جنوبی به پا خاسته است. آنچه که در آذربایجان جنوبی اتفاق افتاد  صرفا یک قیام خونین و زودگذر  نبود. انقلابی است که اکنون به نهضت تبدیل شده است.
جهت ارایه تصویری دقیق از شرایط  عینی و ذهنی آذربایجان هر دو سوی ارس،  به مقایسه جایگاه اتحاد جماهیر شوروی سال 1990 با جمهوری اسلامی ایران  سال 2006 و نیز موقعیت آذربایجان شمالی با آذربایجان جنوبی خواهیم پرداخت:
 
مقایسه جایگاه اتحاد جماهیر شوروی در سال 1990 با جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سال 2006
الف: تفاوتها
-          اتحاد جماهیر شوروی وسیعترین کشور جهان بود. این کشور بیش از 22 میلیون کیلومتر مربع وسعت داشت.  کشور شوروی پهلو به پهلوی اقیانوسهای سه سوی جهان آرمیده بود. در مقابل جمهوری اسلامی ایران کشوری است با اندکی بیش از یک و نیم میلیون کیلومتر مربع که تنها از یک سوی به آبهای آزاد راه دارد.
-          شوروی جمعیتی بیش از 250 میلیون نفر داشت. جمعیت ایران بالغ بر 70 میلون نفر است.
-          شوروی یکی از ابرقدرتهای اصلی و بلامنازع جهان بود. اما ایران به سختی می تواند خود را به عنوان یک قدرت منطقه ای محسوب کند. چراکه در حال حاضر تورکیه و پاکستان نیز چنین ادعایی را در منطقه دارند. در واقع پاکستان اتمی است و ترکیه بزرگترین ارتش خاورمیانه و حتی پیمان ناتو را در اختیار دارد. اردوی تورکیه بیسار مجهزتر و پیشرفته تر از ارتش ایران است.
-          اتحاد شوروی دهها کشور جهان را با خود در غالب بلوک شرق همسو و متحد کرده بود. در حالیکه ایران متحد بخصوصی در دنیا ندارد.
-          شوروی موسس و رهبر پیمان عظیم نظامی ورشو بود. احتمالا متحدان نظامی ایران یکی کره شمالی در آنسوی شرق دور و دیگری ونزوئلا در آنسوی غرب دور است. روسیه و ارمنستان نیز بنوعی با ایران همکاری نظامی می کنند.
-          اتحاد شوروی عظیم ترین زرداخانه های اتمی و شیمیائی و بیولوژیک جهان را در اختیار داشت. ایران به تازگی قادر به تولید کیک زرد اتمی شده است.
-          دپیلماسی شوروی بسیار فعال و از نقش تعیین کننده ای در عرصه بین المللی برخوردار بود. دیپلماسی ایران بسیار ضعیف است و سبب انزوای کامل این کشور در عرصه جهانی شده است.
-          شوروی تعیین کننده نورمهای صحنه بین الملل  بود. ایران ناقض نورمهای جهانی است.
-          شوروی واجد حق وتو در شورای امنیت بود. در مقابل ایران تابعی از حق وتوی کشورهای صاحب این امتیاز است.
-          احزاب کمونیست و چپ دنیا، شوروی را کعبه امال خود می دانستند. در مقابل حتی شیعیان جهان نیز از دولت ایران اجتناب می کنند. مقامات تهران با اعطای کمکهای مالی بی حدو حصر ، تنها قادر به ایجاد تمایل در جنوب لبنان وعراق شده اند.
-          شوروی تنها از جانب ابرقدرت غرب تهدید می شد.در حال حاضر ایران از جانب همه کشورهای جهان (به غیر از چند دولت کوچک و مسئله داری چون سوریه و کره شمالی که خود عضو محور شرارت هستند) در معرض تهدید قرار دارد.
-          شوروی به رغم ایدئولوژی کمونیستی اش مرکز نشر تمدن اسلاو- ارتودکس بود. اما تبلیغانت فرهنگی ایران را حتی در افغانستان و تاجیکستان نیز قبول ندارند.
-          ایدئولوژی کمونیستی شوروی مبتنی بر عناصر آکادمیک بود و می توانست سبب جذب اندیشمندان جهان شود. اما ایدئولوژی حاکم بر ایران یکی از قرائتهای نادر و رادیکال مذهب شیعه اثنی عشر است که از طرف اکثریت علما و مراجع این مذهب مطرود اعلام شده است.
-          روسهای حاکم در مسکو، اول ادعای کمونیسم، دوم سوسیالیزم و سوم  انترناسیونالیزم می کردند. حاکمان ایران نخست آریای هستند، دوم فارسند و در رتبه سوم واجد قرائت شاذی از مذهب رادیکال شیعه  و البته فارس گرا می باشند.
-          اندیشمندان و دانشمندان اتحاد شوروی قادر به دریافت دهها جایزه نوبل در رشته های مختلفی ادبی و علمی شده بودند. روسها تا انقراض شوروی، قادر به اعزام 72 فضانورد به فضا شده بودند. در مقابل جمهوری فارس گرای ایران در رکود کامل علمی و ادبی به سر می برد و درگیر تعیین نرخ پیاز است!
-          ادبیات روسی جهانی بود و هست. ادبیات فارسی به سختی کشوری است و به رغم هزینه های گزف در حال افول سریع می باشد.
-          اتحاد شوروی از اعضای اصلی پیمان اقتصادی کومکون بود. ایران هنوز قادر به عضویت در سازمان تجارت جهانی نیز نشده است و بورس آن زیان ده ترین بورس دنیا محسوب می شود.
-          مردم شوروی از هر نژاد و تباری از رفاه نسبی برخوردار بودند. در مقابل ملل غیر فارس ایران در فقر و فلاکت زندگی می کنند.
-          شوروی در عرصه بین المللی با صبغه ای کثیرالمله شناخته می شد اما ایران فقط خود را پرشیا و سرزمین فارسها معرفی می کند.
-          روسها در شوروی اکثریت مطلق بودند. اما در ایران فارسها حتی اکثریت نسبی هم نیستند.
-          روسها در مناطق بسیار حاصلخیز شوروی زندگی می کردند. اما فارسهای ایران در پیرامون کویر مرکزی این کشور زندگی می کنند.
-          روسها از تاریخ شکوهمندی برخوردار بودند. امافارسها طی 1400 سال اخیر فاقد هر گونه شکوه تاریخی هستند. در مقابل این تورکها هستند که طولانی ترین و بزرگترین امپراطوریهای شرق را به خود اختصاص داده اند.
-          مدیریت روسهای کمونیست علمی بود. اما مدیریت فارسهای شیعه بقول خودشان هیاتی است.
-          نظم پولادینی بر شوروی حاکم بود. در مقابل ایران امروز و حتی دیروز فاقد انتظام بوده و است و اساسا در اداره این مملکت اغتشاش فاحشی مشاهده می شود.
-          روسها به باسواد کردن کل ملل شوروی، تاحدی بر اساس بر زبان مادریشان همت گذاشتند اما فارسها هرگز چنین نکردند.
-          در شوروی آمار بیکاری ، بزهکاری و میزان نشر مواد مخدر قابل اغماض بود. ایران در این خصوص از آمارهای وحشتناکی برخوردار است.
-          شوروی برخی آزادیهای نسبی فرهنگی، زبانی و هنری را در اختیار اقوام نهاده بود و همچنین اکثر مناطق قومی این کشور در قالب جمهوریهای مستقل و یا خودمختار به رسمیت شناخته شده بودند. در مقابل ایران از ساختاری به شدت تمرکز گرا برخوردار است و زبان ملل و اقوام غیر فارس ایران خطر آفرین و تحمیلی بیگانگان به شمار می رود.
-          ملت آذربایجان شمالی  رسانه های گروهی خاص خود را داشتند. در ایران چنین امکانی بر ای دیگر اقوام وجود ندارد.
-          مردم شوروی فاقد آزادیهای سیاسی و واجد آزادیهای اجتماعی و فرهنگی بودند. اما ایران امروز، فاقد هر گونه آزادی اجتماعی و فرهنگی است.
-          شوروی هر مذهبی را تحقیر می کرد. ایران قرائتی از مذهب رادیکال شیعه را تقدیس می کند.
-          شهروندان شوروی در عرصه بین المللی مورد توجه کشورهای جهان بودند. امروز کمتر ایرانی ای می تواند ایرانیت خود را با غرور در خارج بیان کند.
-          شوروی در عرصه ورزش از هژه مونی بزرگی برخوردار بود. اما ایران فاقد چنین هژمونی ای است و  اگر هم چند ورزشکار جهانی دارد اکثریت قریب به اتفاق آنها آذربایجانی و تورک هستند.
-          ...
 
ب: شباهتها
-          هر دو کشورشوروی  و ایران از ساختار قومی متنوع و شکننده ای برخوردار بوده و هست.
-          در هر دو کشور نیروهای گریز از مرکز زیادی فعال بودند.
-          هر دو کشور از نظامی به شدت سرکوبگر و غیر دموکراتیک برخوردار بوده و هست.
-          هر دو کشور اقدام به سرکوب شدید ملت آذربایجان کرده اند. روسهای سفید پس از انعقاد قطعنامه های گلستان و ترکمنچای به انکار و کشتار آذربایجانها پرداختند و سپس روسهای سرخ، جمهوری مستقل آذربایجان شمالی را سرنگون کردند. ایران فارسها نیز در آذرماه سال 1325 ، نزدیک به 100 هزار نفر آذربایجانی را طعمه جنوساید وحشتناکی نمود که هرگز از حافظه ملت آذربایجان پاک نخواهد شد.
-          هردو به انکار هویت تورکها پرداختند. درآذربایجان عهد تزار، تورکها تاتار نامیده شدند و در زمان جمهوری سوسیالیستی آذربایجان، شهروندان تورک آذربایجانی آذری خطاب گردیدند. آنها اراضی آذربایجان جنوبی را آران می نامیدند. در ایران نیز بدنبال حاکمیت رژیم رضا پالانی، نام آذری جایگزین نام تورک شد و سرزمین آذربایجان، آذرآبادگان نام گرفت و آذربایجان انسوی ارس در کمال تعجب آران نامیده شد.
-          هر دو ملت تحقیر شدند. روسها به ترکهای آنسوی ارس باران(گوسفند) و فارسها به تورکهای این سوی ارس خر می گفتند. میزان تحقیر در جنوب چندین برابر شمال بود.
-          زبان تورکی در آذربایجان شمالی رسمی اما زبان دوم و کم رتبه جمهوری بود. در مقابل زبان تورکی در ایران بکلی انکار می  و تحقیر میشود.
-          در هدو کشور عنصر ارمنی بر تورک و مسلمان ترجیح داده شد و می شود.
-          شوروی الفبای سیریلیک را بر ملت آذربایجان تحمیل کرد. فارسها نیز مانع از استفاده از الفبای لاتین برای آذربایجان جنوبی می شوند.
-          هر دو کشور واجد نظام امنیتی بسیار پرهزینه ای بوده و هست.
-          در هر دو کشور قیامهای ملت آذربایجان به شدت شامل بایکوت خبری می شد و می شود.
-          قیام هر دوملت، ملی و ضد آپارتاید بود و هدف آن مبارزه با شوونیزم روسی و فارسی بوده و می باشد.
-          هر دو کشور تمام رسانه های گروهی را در اختیار داشته و دارد.
-          هر دو کشور در صدد ارایه الگویی از انسان برتر به جهان بوده و هستند.  طرح ایجاد انسان کمونیست شوروی شکست خورد و پروژه تولید انسان فارس گرا و شیعه رادیکال هم در ایران به قطع شکست خورده محسوب می شود.
-          هر دو کشور در صدد تغییر ترکیب جمعیتی آذربایجان هر دو سوی ارس بوده و هستند.
-          هر دو کشور اقدام به تقسیم  اراضی تاریخی آذربایجان نمودند.
-          هر دو کشور اقتصاد آذربایجان را وابسته بخود و خالی از صنایع مادر کردند.
-          هر دو کشور به استعمار و استثمار آذربایجان مشغول شدند.
-          هر دو کشور از ارایه  رقم صحیح جمعیت و توان اقتصادی هر دوسوی آذربایجان خودداری کرده و می کنند.
-          در هر دو کشور روشنفکران آذربایجانی در معرض تعقیب و حبس و قتل بودند. روسها احمد جواد و میکائیل مشفق و پیشه وری... را  به شهادت رساندند و فارسها  فریدون ابراهیمی، شریعتمداری و پروفسور ذهتابی را شهید کردند.
-          هر دو کشورانقلابیون آذربایجان را متهم به تجزیه طلبی، خیانت به وطن، پان تورکیسم و جاسوسی می کردند. با این تفاوت که در شوروی انقلابیون آنسوی ارس متهم به پان اسلامیسم و انقلابیون این سوی ارس متهم به کمونیسم می شدند!
-          هر دو کشور به هنگام وقوع  بحرانهای ملی از رشادت تورکها و آذربایجانیها تعریف می کردند اما به هنگام  مشاهده تقاضای حقوق ، آذربایجانی ها را به شدت سرکوب می نمودند.
-          ...
 
مقایسه جایگاه ملت آذربایجان شمالی در سال 1990با آذربایجان جنوبی در سال 2006
الف: شباهتها
-          با توجه به اینکه در حال حاضر ملت آذربایجان جزئ ملل تقسیم شده جهان محسوب می شود ارایه صور شبهات این ملت تقسیم شده به معنای بیان بدیهیات است. در واقع به صراحت می توان گفته که ملت آزاد آذربایجان شمالی با ملت در بند آذربایجان جنوبی نه تنها مشابه بلکه همسان است. همچنین لازم به ذکر است که هر دو ملت در مقاطعی قادر به برافراشتن پرچم استقلال خود بوده همواره تحت تاثیر ادبیات حسرت، خواهان اتحاد با یکدیگر بوده و هستند.
 
ب: تفاوتها:
-          جمعیت آذربایجان شوروی در حدود 5 میلیون نفر بود. در حالیکه جمعیت آذربایجان جنوبی بالغ بر 35 میلیون نفر است.
-          وسعت آذربایجان شوروی در حدود 90 هزار کیلومتر مربع بود . در مقابل آذربایجان جنوبی قریب به 300 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد.
-          آذربایجان شوروی بخش کوچکی از اتحاد جماهیر شوروی بود و از جمهوریهای رده دوم این کشور محسوب میشد. اما آذربایجان جنوبی مهمترین بخش ژئوپولوتیک ایران است و بدون آن ممات ایران قطعی است.
-          قیام آذربایجان شمالی  در دو سه شهر بوقوع پیوست و کوتاه مدت بود. در مقابل قیام آذربایجان جنوبی تبدیل به انقلاب و سپس نهضت شد و تمامی آذربایجان و مناطق تورک نشین دیگر از جمله قشقائیستان را تحت تاثیر خود قرار داده است.
-          افکار عمومی شوروی منتظر قیام در باکو نبودند. اما بصورت تاریخی، افکار عمومی ایران و بخصوص آذربایجان منتظر قیام تبریز بودند. این قیام بسیار بزرگتر و قویتر از حد انتظار مردم  سراسر ایران بود.
-          در پایتخت شوروی کمتر از یک میلیون آذربایجانی حضور داشت، در حالیکه در تهران 12 میلیونی، اکثریت اهالی تورک و آذربایجانی هستند.
-          نظام اقتصادی شوروی در دست روسها بود. نظام اقتصادی ایران کاملا در دست آذربایجانی ها است.
-          نیروهای مسلح شوروی عموما غیر مسلمان و از قوم روس بودند. نیروهای مسلح ایران عموما آذربایجانی هستند.
-          ایدئولوژی کمونیسم سبب رقیق شدن انگیزه های دینی در آذربایجان شمالی شده بود. در مقابل استقرار دین عرفی در آذربایجان عامل تقویت مبارزه با ظالمین فارس گرا است.
-          حکومت شوراها از آموزش نظامی جوانان مسلمان در دوران سربازی هراس داشت. در حالیکه اکثر جوانان آذربایجان جنوبی از تعلیمات ممتاز نظامی برخوردار هستند.
-          و مهمتر اینکه در آذربایجان شمالی هیچ نشریه  دولتی ای با نام شوروی، تورکهای آذربایجان را سوسکهای نجاست خوار توالتهای روس ذکر نکرده بود. این در حالی است که در جمهوری اسلامی ایران نشریه دولتی ایران، در تیراژی بسیار وسیع ، تورکهای نجیب و شریف آذربایجان را این چنین رذیلانه و ذلیلانه مورد خطاب قرار داد.
 
نتیجه:
در صورتیکه که اتحاد جماهیر شوروی بعنوان ابر قدرت جهان شرق، بعد از کشتار ملت غیور اما کم توان آذربایجان شمالی،  در ژانویه 1990 ، در مسیر سقوط قرار گرفته باشد این  چگونه ممکن است که حکومت فارسی- اسلامی ایران، بعنوان مطرودترین کشور جهان درعرصه بین المللی، بعد از کشتار خونین ملت رشید و بسیار قدرتمند آذربایجان جنوبی، در معرض فروپاشی قرار نگیرد؟!
جهان یقین داشته باشد که؛
   کشتارملت آذربایجان جنوبی دروازه های جهنم را به روی ایران خواهد گشود!
 
 
  
|+|
نوشته شده توسط Atila در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 12:59
 

مسئولیت فروپاشی ایران برعهده شوونیزم فارس است

 

 عصر روز 16 خرداد ماه، دکتر محمود علی چهره گانی، رهبر حزب بیداری ملی آذربایجان جنوبی( گونئی آذربایجان میللی اویانیش حرکاتی) با حضور در خبر زنده استودیوی شبکه ت. گ. ر.ت. حابر تورکیه، از حقوق ملت در حال انقلاب آذربایجان جنوبی دفاع کرد و مسئولیت مستقیم فروپاشی ایران را برعهده شوونیزم فارس و رژیم مستبد تهران دانست.

چهرگانی در بخش اول مصاحبه، مقصد اصلی جمهوری اسلامی ایران از غنی سازی اورانیوم در داخل کشور و مخالفت با  پیشنهادات دول متفق را دسترسی به سلاح هسته ای دانست. او مسلح شدن ایران فارسها را با سلاح هسته ای، به عنوان تهدیدی جدی برای کشورهای جهان بخصوص ترکیه ارزیابی کرد. چهرگانی خاطرنشان کرد که کم توجهی دولت آنکارا به بحران بزرگی که محتملا بزودی در همسایگی ترکیه بوقوع خواهد پیوست می تواند ضررهای جبران ناپذیری را برای امنیت و منافع ملی این کشور و به تبع آن دنیای ترک به همراه داشته باشد.او ترکیه را وارث قریب به 20 امپراطوری بزرگ ترک در تاریخ دانست و از این سرزمین بعنوان کشوری سوق الجیشی که مرکز غرور دیگر ملتهای ترک می باشد یاد کرد.

در بخش دوم مصاحبه، انقلاب اخیر ملت آذربایجان جنوبی مورد توجه قرار گرفت. مجری برنامه با اشاره به قیام« صدها هزار نفری تورکهای آذربایجان» از چهرگانی پرسید: به چه دلیل در ایران چنین اهانت متعفنی علیه «سویداش» ها ی تورک ما در «آذربایجان جنوبی» از جانب یک نشریه رسمی بعمل امده است!؟

چهرگانی با توضیح چگونگی اهانت اخیر روزنامه ایران، وجود چنین اهانتهایی را مسبوق به سابقه دانست و به ذکر تاریخچه مختصر این گونه اهانتها از زمان کودتای پهلوی پرداخت  و آنرا تلاشی برای انکار هویت ملی ترکها و امحای فرهنگی و اجتماعی آنها دانست. او تاکید کرد که در ایران مدعی اسلامیت، تقریبا هر روز در تریبونهای عمومی ، شوونیزم فارس  به زبان، تاریخ و فرهنگ ترکها اهانت می کند.

دکتر چهرگانی اظهار داشت: امروزه در ایران 72 میلیون نفری اقلیت 15 میلیونی فارس، از 85 سال پیش بر اساس الگوی ارتجاعی «یک دولت- یک زبان- یک ملت» مجدانه در تلاش است تا موجودیت ملل غیر فارس ساکن در ایران بخصوص41 میلیون شهروند تورک( شامل  35میلیون آذربایجانی، 2 میلیون قشقائی ، 2 میلیون تورک خراسان و 2 میلیون ترکمن) را کاملا انکار کند.

چهرگانی تلاش فارسهای شوونیست در انکار تمدن کهن تورکهای آذربایجان را امری بی نتیجه  دانست و اظهار داشت : با توجه به اینکه آذربایجانی ها از بیش از هزار سال پیش در ایران حاکمیت سیاسی این کشور را بصورتی کاملا دموکراتیک در دست داشته اند و لذا از سابقه تاریخی بسیار درخشانی در همه زمینه ها برخوردارند بنا براین هرگز تحت تاثیر سیاستهای فاشیستی قرار نمی گیرند.

دکتر محمود علی چهرگانی افزود: ایران کشوری کثیرالمله است. فقط در تهران بعنوان دومین شهر بزرگ تورک نشین جهان قریب به 8 میلیون تورک زندگی میکنند. در چنین کشوری اجرای سیاستهای فاشیستی می تواند تبعات بسیار ناخوش ایندی به همراه داشته باشد. وی قیام اخیر ملت آذربایجان جنوبی از شهر قم تا منتهی الیه شمال غرب آذربایجان را نشانه قیام ملی و نیز مطالبات حق طلبانه این ملت دانست و از دولت ترکیه در خواست کرد تا در برابر اهانتی که از جانب شوونیزم فارس علیه همه ترکهای جهان صورت گرفته خاموش نباشد و از امکانات رسانه ای و دیپلماتیک خود در دفاع از حقوق دموکراتیک ملت آذربایجان بهره بگیرد. او تاکید کرد که در پی انقلاب ضد اپارتاید ملت آذربایجان جنوبی بیش از 30 تن شهید، صدها تن مجروح و نزدیک به 10 هزار تن دستگیر شده اند.

چهرگانی در خاتمه اظهار داشت که ملت 35 میلیونی آذربایجان جنوبی، ملت برادر ترکیه را صمیمانه در آغوش می فشارد و امیدوار است که بزودی جهان شاهد تولد سیاسی این ملت رشید در محدوده ای به وسعت   300 هزار کیلومتر مربع باشد.

شبکه  ماهواره ای ت. گ. ر.ت. حابر ترکیه ، یکی از مهمترین شبکه های 24 ساعته خبری در این کشور است. این شبکه 25 دقیقه از کل 30 دقیقه بخش خبری ساعت 18 خود را به مصاحبه با دکتر چهرگانی اختصاص داده بود.

حضور دکترچهرگانی در برنامه زنده استودیوی شبکه ت.گ.ر.ت. خبر ترکیه

مسئولیت فروپاشی ایران برعهده شوونیزم فارس است

 

 

 عصر روز 16 خرداد ماه، دکتر محمود علی چهره گانی، رهبر حزب بیداری ملی آذربایجان جنوبی( گونئی آذربایجان میللی اویانیش حرکاتی) با حضور در خبر زنده استودیوی شبکه ت. گ. ر.ت. حابر تورکیه، از حقوق ملت در حال انقلاب آذربایجان جنوبی دفاع کرد و مسئولیت مستقیم فروپاشی ایران را برعهده شوونیزم فارس و رژیم مستبد تهران دانست.

چهرگانی در بخش اول مصاحبه، مقصد اصلی جمهوری اسلامی ایران از غنی سازی اورانیوم در داخل کشور و مخالفت با  پیشنهادات دول متفق را دسترسی به سلاح هسته ای دانست. او مسلح شدن ایران فارسها را با سلاح هسته ای، به عنوان تهدیدی جدی برای کشورهای جهان بخصوص ترکیه ارزیابی کرد. چهرگانی خاطرنشان کرد که کم توجهی دولت آنکارا به بحران بزرگی که محتملا بزودی در همسایگی ترکیه بوقوع خواهد پیوست می تواند ضررهای جبران ناپذیری را برای امنیت و منافع ملی این کشور و به تبع آن دنیای ترک به همراه داشته باشد.او ترکیه را وارث قریب به 20 امپراطوری بزرگ ترک در تاریخ دانست و از این سرزمین بعنوان کشوری سوق الجیشی که مرکز غرور دیگر ملتهای ترک می باشد یاد کرد.

در بخش دوم مصاحبه، انقلاب اخیر ملت آذربایجان جنوبی مورد توجه قرار گرفت. مجری برنامه با اشاره به قیام« صدها هزار نفری تورکهای آذربایجان» از چهرگانی پرسید: به چه دلیل در ایران چنین اهانت متعفنی علیه «سویداش» ها ی تورک ما در «آذربایجان جنوبی» از جانب یک نشریه رسمی بعمل امده است!؟

چهرگانی با توضیح چگونگی اهانت اخیر روزنامه ایران، وجود چنین اهانتهایی را مسبوق به سابقه دانست و به ذکر تاریخچه مختصر این گونه اهانتها از زمان کودتای پهلوی پرداخت  و آنرا تلاشی برای انکار هویت ملی ترکها و امحای فرهنگی و اجتماعی آنها دانست. او تاکید کرد که در ایران مدعی اسلامیت، تقریبا هر روز در تریبونهای عمومی ، شوونیزم فارس  به زبان، تاریخ و فرهنگ ترکها اهانت می کند.

دکتر چهرگانی اظهار داشت: امروزه در ایران 72 میلیون نفری اقلیت 15 میلیونی فارس، از 85 سال پیش بر اساس الگوی ارتجاعی «یک دولت- یک زبان- یک ملت» مجدانه در تلاش است تا موجودیت ملل غیر فارس ساکن در ایران بخصوص41 میلیون شهروند تورک( شامل  35میلیون آذربایجانی، 2 میلیون قشقائی ، 2 میلیون تورک خراسان و 2 میلیون ترکمن) را کاملا انکار کند.

چهرگانی تلاش فارسهای شوونیست در انکار تمدن کهن تورکهای آذربایجان را امری بی نتیجه  دانست و اظهار داشت : با توجه به اینکه آذربایجانی ها از بیش از هزار سال پیش در ایران حاکمیت سیاسی این کشور را بصورتی کاملا دموکراتیک در دست داشته اند و لذا از سابقه تاریخی بسیار درخشانی در همه زمینه ها برخوردارند بنا براین هرگز تحت تاثیر سیاستهای فاشیستی قرار نمی گیرند.

دکتر محمود علی چهرگانی افزود: ایران کشوری کثیرالمله است. فقط در تهران بعنوان دومین شهر بزرگ تورک نشین جهان قریب به 8 میلیون تورک زندگی میکنند. در چنین کشوری اجرای سیاستهای فاشیستی می تواند تبعات بسیار ناخوش ایندی به همراه داشته باشد. وی قیام اخیر ملت آذربایجان جنوبی از شهر قم تا منتهی الیه شمال غرب آذربایجان را نشانه قیام ملی و نیز مطالبات حق طلبانه این ملت دانست و از دولت ترکیه در خواست کرد تا در برابر اهانتی که از جانب شوونیزم فارس علیه همه ترکهای جهان صورت گرفته خاموش نباشد و از امکانات رسانه ای و دیپلماتیک خود در دفاع از حقوق دموکراتیک ملت آذربایجان بهره بگیرد. او تاکید کرد که در پی انقلاب ضد اپارتاید ملت آذربایجان جنوبی بیش از 30 تن شهید، صدها تن مجروح و نزدیک به 10 هزار تن دستگیر شده اند.

چهرگانی در خاتمه اظهار داشت که ملت 35 میلیونی آذربایجان جنوبی، ملت برادر ترکیه را صمیمانه در آغوش می فشارد و امیدوار است که بزودی جهان شاهد تولد سیاسی این ملت رشید در محدوده ای به وسعت   300 هزار کیلومتر مربع باشد.

شبکه  ماهواره ای ت. گ. ر.ت. حابر ترکیه ، یکی از مهمترین شبکه های 24 ساعته خبری در این کشور است. این شبکه 25 دقیقه از کل 30 دقیقه بخش خبری ساعت 18 خود را به مصاحبه با دکتر چهرگانی اختصاص داده بود.

 

 

نامه وکلای مجلس جمهوری آذربایجان به کوفی عنان در دفاع از انقلاب ملت آذربایجان جنوبی

 

به گزارش شبکه آی.ان. اس جمهوری آذربایجان، جمعی از نمایندگان مجلس این کشور با ارسال نامه ای به کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد، خواستار توجه وی به اوضاع بحرانی این بخش وسیع و پرجمعیت از ایران شدند.

آنها در این نامه ضمن اشاره به  سلسله قیامهای اخیر شهرهای آذربایجان علیه شوونیزم فارس، خواستار برسمیت شناخته شدن  حقوق ملت آذربایجان جنوبی گردیدند. 

 

hashem zunuzi <zunuziler@yahoo.com>

 
     

|+|
نوشته شده توسط Atila در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 12:44
شهر اورمیه دومین شهید خود راتقدیم کرد 

در پی نا آرامی های آذربایجان

شهر اورمیه دومین شهید خود راتقدیم کرد

شهید عیوض صیادی هشت روز پس از بستری شدن فوت کرده است

 

اورمونیوز(سه شنبه 16 خرداد 1385 ):

عیوض صیادی، پیرمرد هشتاد ساله اورمیه ای که در جریان تظاهرات روز سه شنبه دوم خرداد در اورمیه، بر اثر ضرب و شتم ماموران ضد شورش، دچار آسیب جدی گشت بود روز دهم خرداد ماه و هشت روز پس از بستری شدن به شهادت رسیده است. وی که در اثر ضربات باتوم و لگد ماموران دچار شکستگی از ناحیه سر و کمر شده بود، در بیمارستان امام خمینی اورمیه تحت بستری شده بود. در روزهای نخست خبر از شکسته شدن کمر وی براثر ضربات لگد ماموران شنیده شده بود. جسد شهید صیادی دو روز پس از فوت وی به خانواده اش تحویل داده شده است و از خانواده وی تعهد کتبی مبنی بر عدم اعلام علت فوت وی گرفته شده است. هم چنین تنها بستگان درجه اول وی اجازه شرکت در مراسم تدفین وی را از سوی ماموران دولتی پیده کرده بودند.

مراسم سومین روز درگذشت شهید عیوض صیادی روز چهارشنبه 17 خرداد ماه(فردا) ساعت 5 الی 7 بعد از ظهردر مسجد حاج عبدالمحمد اورمیه واقع در خیابان باکری، کوی جارچی باشی برگزار خواهد شد.

گفتنی است پیش از این فرزاد اسد پور جوان 21 ساله نخستین شهید شهر اورمیه در وقایع اخیر بود که یک روز پس از ضرب و شتم ماموران جان سپرده بود.

 

|+|
نوشته شده توسط Atila در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 12:31
چند خبر مهم از آذربایجان جنوبی 

خانواده عباس لسانی در معرض تهدید جانی قرار دارد

بدنبال هجوم دهها مامورمسلح به منزل عباس لسانی در اردبیل و بازداشت توام با ضرب و شتم این فعال سرشناس آذربایجانی، همسر و فرزندان وی در معرض تهدید جانی قرار گرفته اند.

گویا مصاحبه های افشاگرایانه همسر آقای لسانی، سبب خشم شدید نهادهای اطلاعاتی و امنیتی اردبیل شده است.

همچنین مغازه لسانی در اردبیل پلمپ شده و همکار وی نیز بازداشت شده است.

 

 

لسانی تحت شکنجه است

بر اساس اخبار بسیار نگران کننده ای که از اردبیل رسیده است عباس لسانی از اولین ساعات بازداشت تحت شکنجه قرار دارد تا به ارتباط با بیگانگان اعتراف کند!!!

در حال حاضر اکثر فعالین بازداشت شده  در شهرهای مختلف آذربایجان تحت شکنجه قرار دارند.

 

پروژه تولید مصاحبه های تلویزیونی

شکنجه گران وزارت اطلاعات به شدت در تلاشند تا با توسل به انواع تهدیدات جسمانی و روانی، برخی از بازداشت شدگان انقلاب ملت آذربایجان را در برابر دوربینهای تلویزیون مجبور به بیان اظهارات کاملا جعلی کنند.

طبعا عکس العمل نهادهای حقوق بشر در داخل و خارج، بخصوص کانون وکلای استان آذربایجان شرقی و اردبیل، علیه  این گونه اعتراف گیریهای جنایتکارانه،  یک وظیفه تاریخی  است.

 

 

استاد دمیرچی در زندان تبریز دچار عارضه قلبی شده است

استاد حسن دمیرچی موسیقیدان، هنرمند و فعال شهیر آذربایجانی که همزمان با قیام بزرگ ملت تبریز بازداشت شده است در زندان این شهر دچار عارضه قلبی گردیده و در بهداری زندان بستری شده است.

وی از بیماری قلبی رنج می برد.

 

 

امانی و یگانه پور در وضعیت وخیمی هستند

مهندس غلامرضا امانی و مهندس حامد یگانه پور از نظر جسمانی در وضعیت وخیمی به سر می برند. امانی به دلیل اعتصاب غذا دچار خونریزی شدید معده شده و یگانه پور به دلیل ضربات وارده دچار نابینائی در چشم راست ، عارضه قلبی و نیز ناراحتی شدید کلیه شده است.

لازم به ذکر است که مهندس حامد یگانه پور در مراغه دستگیر شده و به تبریز منتقل گردیده است.

 

 

حیدر شادی با خانواده خود تماس گرفت

حیدر شادی استاد دانشگاه که اخیرا در تظاهرات اعتراض آمیز آذربایجانیها، در روبروی مجلس شورا بازداشت شده و در زندان اوین نگهداری می شود با خانواده خود تماس گرفته است.

 حال او خوب است.

 

 

جمعی از مردم آذربایجان ناپدید شده اند

مطابق گزارشهای مردمی، بعد از وقوع تظاهراتهای متعدد در سراسر آذربایجان، جمع کثیری از مردم اعم از دختر و پسر و زن و مرد ناپدید شده اند و از سرنوشت آنان اطلاعی در دست نیست.

خانواده های این افراد عمیقا نگران هستند و طی دو هفته اخیر مجبور به مراجعه به زندانها، بیمارستانها و مراکز پزشکی قانونی شده اند.

 

 

مرگ خاموش مجروحین در برخی از شهرهای آذربایجان

گزارش شده است  که برخی از شهرهای آذربایجان شاهد مرگ خاموش بعضی از مجروحین قیامهای اخیر بوده اند.لازم به تذکر است که بسیاری از مجروحین، حتی برخی از کسانی که با گلوله زخمی شده اند، به دلایل امنیتی، قادر به مراجعه به بیمارستانها نشده اند.

چند خبرتایید نشده از شهرستان مشکین شهر، اردبیل، سولدوز، اورمیه و تبریزحاکی است که اوضاع جسمانی جمعی از هویت طلبان مجروح تورک در این شهرها بسیار وخیم است.

 

 

خانواده های شهدای آذربایجان فقط شبها قادر به زیارت قبور عزیزان خود هستند

به دلیل شرایط سخت امنیتی و اعمال تضییقات سنگین، خانواده های شهدای انقلاب هویت طلبانه آذربایجان ، تنها شبها قادر به عزاداری  بر سر قبور مطهر شهیدان و جگرگوشه های خود هستند.

 

 

ادامه ضرب وشتم عابرین در معابر آذربایجان

در بسیاری از شهرهای آذربایجان گشتهای نیروهای لباس شخصی، بسیج، یگان ویژه، نیروهای انتظامی و سپاه به دون هرگونه دلیلی، اقدام به بازداشت جوانان و ضرب وشتم بی رحمانه انان می کنند.

در حال حاضر ملت آذربایجان شاهد از دست دادن اندک آزادیهای اجتماعی سابق خود شده اند.

 

 

مردم منتظر کشف اجساد خیابانی هستند

بدنبال مفقود الاثر شدن جمعی از اهالی آذربایجان و احتمال شهادت آنها توسط عمال فاشیزم، شایعاتی مبنی بر قریب الوقوع بودن کشف اجساد خیابانی در تبریز و دیگر شهرهای بزرگ آذربایجان منتشر شده است.

 

 

سکوت شرم آور نهادهای مدعی دفاع از حقوق بشر در ایران

به رغم کشتار فاجعه بار بیش از 50 تن ، مجروحیت صدها نفر و دستگیری هزاران تن از مردم بی دفاع آذربایجان،  تاکنون هیچ یک از نهادهای مدعی دفاع از حقوق بشر در داخل ایران هیچ عکس العملی از خود نشان نداده اند.

بیوت مراجع تقلید، کمیسیون حقوق بشر اسلامی ، کانون دفاع از حقوق بشر ایران، کانون وکلا و... از جمله مراکزی هستند که بر اساس وظایف دینی و انسانی و ملی خود موظف به دفاع از ملت آذربایجان و محکومیت نقض فاحش موازین شرعی و قانونی و انسانی در سرکوب وحشیانه این ملت هویت طلب و عدالت خواه هستند.

 

 

سکوت حیرت انگیز خانم شیرین عبادی

خانم شیرین عبادی بعنوان برنده جایزه صلح نوبل و مدافع پرسرو صدای جناح موسوم به اصلاح طلبان، تا کنون در قبال مسائل و فجایع آذربایجان سکوت اختیار کرده است. در شرایطی که  انقلاب هویت طلبانه ملت آذربایجان بصورت وحشیانه ای از جانب عوامل حکومتی سرکوب می شود سکوت فردی که خود را فرشته صلح ایران و یا بانوی مدافع حقوق بشر لقب داده بسیار شرم اور است.

 

 

تلاش برای طرح موضوع کشتار ملت آذربایجان درسازمان کنفرانس اسلامی

جمعی از حقوقدانان مسلمان در تورکیه درصدد دیدار با احسان الدین اکمل اوغلو دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی هستند تا با شرح فجایع و مظالم دردناکی که بر ملت آذربایجان جنوبی طی سه هفته اخیر سپری شده است نظر مساعد وی را برای طرح این موضوع از جانب یکی از کشورهای اسلامی در سازمان کنفرانس اسلامی به دست اورند.

 

 

هویت طلبان آذربایجانی از محل کار اخراج می شوند

به دنبال سلسله نا آرامیهای اخیر درآذربایجان، کارمندان تورکی که از انقلاب ضد آپارتاید ملت آذربایجان دفاع می کنند و یا بنوعی متهم به حضور در تظاهراتهای مردمی بوده اند اخراج شده و یا در معرض اخراج قرار دارند.

 

 

ارباب جراید مستقل آذربایجان به شدت تهدید شده اند

خبرنگاران دستگیر نشده  آذربایجانی که هنوز روزنامه های مستقل انها توقیف نشده است  می گویند: طی روزهای اخیر تهدید نامه های شدید الحنی از جانب ارگانها نظامی و نهادهای امنیتی دریافت کرده اند. مطبوعات تهدید شده اند که در صورت درج کوچکترین خبر و یا تحلیلی از حوادث اخیر آذربایجان توقیف خواهند شد.

|+|
نوشته شده توسط Atila در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 12:22
يك نفر در اورميه دچار قطعي نخاع گشته است  

بر اثر ضرب و شتم ماموران در روز دوم خرداد

يك نفر در اورميه دچار قطعي نخاع گشته است

 

اورمونيوز(دوشنبه 15 خرداد 1385):

يك نفر در اورميه بر اثر جراحات ناشي از ضرب و شتم توسط ماموران ضد شورش در روز دوم خرداد ماه، دچار قطعي نخاع شده است. بنا بر خبرهاي واصله بهزاد حسن زاده، دانش آموز مقطع سوم راهنمايي مدرسه شهيد كيميايي اورميه، در جريان تظاهرات روز دوم خرداد در اورميه بر عليه اقدام شوونيستي روزنامه ايران، مورد ضرب و شتم شديد ماموران ضد شورش قرار گرفته است. يك روز پس از آن وقايع از سوي پزشك وي اعلام شده كه وي دچار قطعي نخاع گشته است.

پيش از اين نيز يك نفربه نام فرزاد اسدپور بر اثر ضربات وارده ماموران ضد شورش دچار خونريزي مغزي گشته و پس از گذشت يك روز به شهادت رسيده بود.

شکنجه يک زندانی سياسی و توقيف يک نشريه در آذربايجان

به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، حبیب پور ولی از فعالان سیاسی در آذربایجان (فرزند عزیز پور ولی عضو حرکت ملی آذربایجان) که از 6 روز پیش توسط نیروی انتظامی دستگیر شده بود، به شدت مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت قرار گرفته است.

وی 2 روز پیش که از شدت آسیب دیدگی بیهوش و به بیمارستان امام خمینی در تبریز منتقل شده بود ، به دلیل شکستگی کتف، از بیمارستان امام تبریز به بیمارستان شهدا منتقل شده است.

در حال حاضر چند مامور نیروی انتظامی در بیمارستان مسئوایت محافظت از حبیب پور ولی را بر عهده داشته و اجازه ملاقات به بستگان وی نمی دهند تا جزئیات شکنجه او فاش نشود.

ماموران 4 روز پیش، شبانه وارد منزل عزیز پور ولی شده و ضمن ارعاب اعضای خانواده منزل ایشان را مورد تفتیش و بازرسی قرار دادند.

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی در خبری در روز جمعه ۱۲ خرداد خبر از شکنجه يك زنداني به نام داوود مقامی در مغان داده بود. وی نیز پس از بازداشت در تظاهرات اعتراضي در مغان تحت شکنجه قرار گرفته است. گفته مي شود طحال وی از کار افتاده و دچار خونریزی شدید شده و به سختی تنفس مي كند. در حال حاضر داوود مقامی در بیمارستان مغان بستری شده و در وضعيت وخيمي به سر مي برد.

شکنجه و ضرب و شتم زندانیان سیاسی در آذربایجان به منظور گرفتن اعتراف های دروغین و ارتباط دادن اعتراضات مردمی به محافل خارجی صورت می گیرد.

خبر دیگری از هشترود حاکی است که، نشریه ندای هشترود در پی چاپ یک مقاله به قلم یکی از اعضای شوراری شهر بنام جعفر خسروی توقیف شد. نویسنده این مطلب در تاریخ 11/3/85 به اداره اطلاعات احضار و تحت بازجویی قرار گرفته است.

لازم به ذکر است مطلب مندرجه در نشریه مذکورباعنوان ( شما راست می گوئید؟) به تحلیل مساله توهین به ترکها پرداخته بود.

 

|+|
نوشته شده توسط Atila در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 12:19
من یک تورکم، ایرانی نیستم 

من یک تورکم،

 آذربایجانی هستم،

 ایرانی نیستم،

 اگر ایرانی بودم.. .

 

ارسلان آل بایراق

 

 

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم زبان و ادبیات بسیار غنی تورکی تدریس می شد!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم زبان تورکی ملت 35 میلیونی ما تحقیر نمی شد!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم زبان تورکی ملت 35 میلیونی ما ممنوع نمی شد!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم زبان تورکی ملت 35 میلیونی ما مورد انواع هجومها قرارنمی گرفت!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم زبان 15 میلیون فارس بر ملت مظلوم ما  تحمیل نمی شد!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم باتحمیل زبان بیگانه،سعی در امحائ فرهنگ و زبان ترکی نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به صدها طومار حق طلبانه  ملت آذربایجان اندکی اعتناء میکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم تاریخ 7000ساله  ملت 35 میلیونی آذربایجان تحریف نمی شد!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم شخصیتهای تاریخی ملت کبیر ما مورد توهین قرار نمی گرفت!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم موسیقی و رقص جهانگیر آذربایجان را محلی خطاب نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مرا تعمدا و شیادانه آذری خطاب نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم نام ازلی و ابدی آذربایجان را آذرابادگان نمی گفتند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم تبار و نژاد مرا به دروغ آریایی نمی خواندند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم پارسی ها را نجیب و آریائی ها را حامل خون پاک نمی خواندند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم کوروش خونریز و فردوسی تورک ستیز را قهرمان ملی نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم جعلیات باستانی وافسانه های شاهنامه را بر تورکها تحمیل نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم شخصیتها و قهرمانهای ملی آذربایجان نیز تکریم می شد!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به مقام استاد شهریار بخاطر روز ملی شعر و ادب توهین نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در تقویمهای رسمی تاریخ ملت بزرگ آذربایجان را نیز درج میکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ناشرین تقویمهای تورکی را بازداشت نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اسامی ماههای زرتشتی را بر من مسلمان تورک تحمیل نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اجازه می دادند تا نامهای تورکی برای فرزندانمان انتخاب کنیم!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم زبان عزیز مادری مرا زبان تحمیلی مغول اعلام نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ستارخانها، پیشه وریها و شریعتمداریهای ما را شهید نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ضرورت کشتار تورکها را مقدمه ظهور امام زمان نمی دانستند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم درشبیه خوانی فارسها درمحرم، یزید وشمر تورکی صحبت نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم تورکها را در تلویزیون، مخرب بارگاه سید الشهداء معرفی نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم دهها هزار تن را در آذربایجان را درآذر1325 نمی کشتد!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم صدها هزار جلد کتاب تورکی  را در 26 آذر نمی سوزاندند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم این نسل کشیهای فیزیکی و فرهنگی را برآذربایجان روا نمیدانستند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم همخونان قشقائی مرا طی 85 سال گذشته 3 بار کشتار نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم همخونان خراسانی ماراتحت فشارهای شدید فرهنگی نمی گذاشتند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم قیام ضد آریایی 29 بهمن سال 1356 را فراموش نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم حقوق تورکها را بعد از انقلاب عظیم 57 فراموش نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم صدهاهزارشهیدوجانباز تورک جنگ ایران وعراق را انکار نمیکردند! 

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم چند هزار داشناک ارمنی را بر35 میلیون آذربایجانی ترجیح نمیدادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اجازه نمیدادند داشناکها باخیال راحت درتهران تورکها را سلاخی کنند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به اشغالگران ایروان، سلاح، انرژی و غذا نمی دادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم خشم 35 میلیونی مارا بخاطر اتحاد ایران با ارمنستان درک میکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در کنار فلسطین و لبنان اندکی هم از قره باغ مظلوم حرف می زدند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ریشه های اقتصادی آذربایجان  را اینگونه بی رحمانه  نمی سوزاندند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم روستاها و شهرهای مارا ویرانه نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم طاعون بیکاری و فقر را در آذربایجان اشاعه نمی دادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم سبب مهاجرت میلیونها تورک به مناطق کویری نمی شدند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم جهنم ایران مرکزی را جنت و جنت آذربایجان را جهنم نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مواد معدنی آذربایجان را استخراج وراهی کرمان واصفهان نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم کمترین بودجه را به آذربایجان اختصاص نمی دادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم   سیاهترین نوع استثمار را بر آذربایجان مستولی نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم جغرافیای ژئوپلتیک آذربایجان را عمدا در بن بست قرار نمی دادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم میراث تاریخی و فرهنگی ما را ویران نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اشیاء تاریخی و اثار باستانی ما را غارت نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم تاریخ عظیم ملت تورک آذربایجان را مصادره به مطلوب نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مواد مخدر را راهی آذربایجان نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم آذربایجان را از صنایع مادر و مهم تهی نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم صنایع بی ارزش و آلوده  کننده را به آذربایجان نمی بردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم محیط زیست آذربایجان را به باد فنا نمیدادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مدیران غیر بومی را بر آذربایجان حاکم نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ارامنه، کردها و  فارسها را در آذربایجان مستقر نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم حداقل 1سانتیمتر راه آهن و یا اتوبان جدید درآذربایجان میساختند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم رای اهالی آگاه تبریز را در 31 فروردین 1375 به بازی نمی گرفتند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم نمایندگان تحمیلی را به نام ملت آذربایجان انتصاب نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم پرسشنامه متعفن فاصله اجتماعی را در سال 74 منتشر نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به نهادهای مدنی آذربایجان اجازه تاسیس میدادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم موسسین نهادهای مدنی آذربایجان را تهدید و یا زندانی نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم پیکر آذربایجان عزیز را قطعه قطعه نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اسامی تاریخا تورکی شهرها ومناطق جغرافیائی را فارسی نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم نام تاریخی بحر خزر را به نامهای جعلی تغییر نمی دادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ایران را فقط  کشور فارسها معرفی نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم تورکها را وحشی، بیابانگرد، فاقد تمدن وخونریز معرفی نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم جمهوری آذربایجان را به دروغ آران نمی گفتند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم برای میلیونها آذربایجانی حداقل 1 کانال تلویزیونی تاسیس می کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم بخاطر علاقه به زبان مادریم،تجزیه طلب و جاسوس خطابم نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در کتابهای درسی و نشریات به ترکها دشنام و فحش نمی دادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اطفال تورک را در مهد کودکهای آذربایجان بزور فارس نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اجازه می دادند تا کودکان ما به تورک بودن خود افتخار کنند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در صدا و سیما زبان مقدس مرا به لجن نمی کشیدند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم دلقکهایی مثل ماهی صفت بعد از تحقیر تورکها مدال نمی گرفتند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم رییس جمهور سابق، ملت تورک آذربایجان را آریایی خطاب نمیکرد!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مقامات ایران، نوروز را فقط به فارسها تبریک نمی گفتند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ایران کثیرالمله را پرشیا نمی خواندند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم پروفسور زهتابی را در شبستر شهید نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم سوگوراران مجلس ترحیم پروفسور فرزانه را تهدید نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم فرزندان دلاور ما را در قورولتای ملی قلعه بابک اسیر نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم لشکرهای جرار خود را در مراسم میلاد بابک، راهی  قلعه نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم فعالین تورک را به کثیفترین تهمتهای ممکنه منتسب نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم کنگره ها و سمینارهای ضدتورک و ضد آذربایجانی برگزار نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به زائرین مزار پروفسور زهتابی و فریدون ابراهیمی یورش نمیبردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به زائرین مزار صفرخان در تهران هجوم نمی بردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در تهران به زائرین مزار ستارخان سردار ملی توهین نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مزار شهید ستارخان را مطابق وصیتش به تبریز میبردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم یپرم ارمنی، قاتل ستارخان را تکریم نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در تبریز بر سر مزار شریف باقرخان به زائرین حمله نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم روزنامه های  تورکی  را یکی بعد از دیگری توقیف نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم خبرنگاران و سردبیران آذربایجانی را راهی زندان نمی نمودند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم کتابهای ادبی و تاریخی مارا ممنوع و یا سانسور نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم شوونیستهای فارس را میدان دار عرصه فرهنگی ایران نمی ساختند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم معلمین تورک رابه خاطر دفاع از زبان و فرهنگشان زندانی نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم روحانیت مترقی و مدافع آذربایجان را خلع لباس و زندانی نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در حوزه های علمیه فارسها، تورکی را زبان اهل جهنم نمی دانستند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مشوق آخوند مرتجع جهت صدور فتاوی ارتداد علیه بابک نمیشدند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم کوروش را بر پیامبر(ص)و زرتشتیگری را بر اسلام ترجیح نمیدادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم بدن مهران 6 ساله را بخاطر عشقش به زبان مادری کبود نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم بخاطر نوشتن جمله من تورکم، محصل را از مدرسه اخراج نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ملت ما را با این همه غنای فرهنگی  تورک خر خطاب نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم تورکها رابه سوسکهای مدفوع خوارتوالتهای فارس تشبیه نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در نشریه رسمی ایران به آذربایجان لقب چاهک توالت نمی دادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اهانت کنندگان فارس زبان را به دروغ منتسب به آذربایجان نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مطابق قانون حق اعتراض مدنی تورکها را به رسمیت می شناختند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم دهها فرزند رشید آذربایجان رابخاطر اعتراضات برحقشان نمی کشتند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در سولدوز سیلاب خون براه نمی انداختند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم جنازه مطهر شهدا را به خانواده هایشان تحویل می دادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم برای تحویل جنازه شهدا،2میلیون تومن جریمه درخواست نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم شبانه به خانه های نوامیس ملت مظلوم ما حمله نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اخبار مظلومیتهای ملت آذربایجان را بایکوت نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم شعارهای هویت طلبانه تظاهراتهای ملت آذربایجان را جعل نمیکردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به تظاهراتهای میلیونی انقلاب اخیر آذربایجان تمکین می کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم یک ملت  بزرگ را اراذل و اوباش لقب نمی دادند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم آخوند درباری قم، انقلابیون ترک را مفسد فی الارض نمی خواندند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم دختر معصوم 15 ساله تبریزی را شهید نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم دانشگاهیان تورک رابه صورت فله ای بازداشت نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم سراسر آذربایجان را به پادگان نظامی تبدیل نمی کردند!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم از استقرار و ادامه حاکمیت  آپارتاید آریایی دفاع نمی کردند!

 

قطعا من یک تورکم،

یقینا یک آذربایجانی هستم،

هرگز ایرانی نیستم،

 مگر اینکه ...

  .

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط Atila در شنبه سیزدهم خرداد 1385 و ساعت 12:42
 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر: آخرین اخبار از تبریز

Student committee of
human right reporters

مراسم سومین روز درگذشت بهزاد صبوحی نژاد که در جریان تظاهرات اعتراض آمیز روز دوشنبه گذشته در تبریز به دست مامورین امنیتی کشته شده بود، دیروز در مسجد چهارده معصوم این شهر تحت کنترل شدید نیروهای امنیتی- اطلاعاتی برگزار شد.

همچنین بنا براخبار دریافتی، عباس پورازهاری از فعالین ملی مذهبی تبریز و عضو شورای مرکزی جنبش مسلمانان مبارز، ده روز پیش توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و تاکنون از سرنوشت و محل نگهداری ایشان اطلاعی در دست نمیباشد.

گفتنی است با سپری شدن حدود 10 روزاز بازداشت گسترده فعالین سیاسی و روزنامه نگاران از جمله حسن ارک عضو شورای سردبیری هفته نامه توقیف شده "شمس تبریز"، دکتر احمد رضایی نویسنده و استاد دانشگاه، منوچهرعزیزی روزنامه نگارو نویسنده نشریات ازجمله "شمس تبریز" و"ندای آذربایجان"، مهندس امانی روزنامه نگارونویسنده هفته نامه "اوی بیل ماج" ، چنگیز بختاور روزنامه نگار و فعال سابق جنبش کارگری، هاشم میرزاده فعال دانشجویی و ... اطلاعی از محل نگهداری آنان در دست نیست.

این در حالی است که با گذشت بیش از دوهفته از شروع ناآرامی ها در تبریز و سایر شهرهای آذری زبان، کماکان اوضاع این شهرها غیرعادی و امنیتی گزارش میشود.

 

 

بسمه تعالی

بیانیه جمعی از طلاب آذربایجانی مقیم قم در رابطه با حوادث دردناک آذربایجان.

باسلام به حظور ملت بزرگوار ایران اسلامی و با تسلیت رحلت پیر و مراد مردم شریف ایران و ادای احترام به مقام عظمای ولایت و شهیدان گلگون کفن سرزمین امام زمان (علیه السلام).

 ما طلاب ترک ایران با سرلوحه قرار دادن رهنمودهای مقام شامخ ولایت و با سرلوحه قرار دادن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که یادگار بزرگ مردان تاریخ ایران اسلامی است بیانیه ای را به این مضمون به حضور ملت شریف تقدیم می کنیم.

ما طلاب ترک ایران که خود را سرباز ولایت و پاسدار حریم اسلام و ایران می دانیم ضمن اعلام حمایت از اعتراضات قانونی مردم و دانشجویان آذربایجان بر علیه هتاکین به ملت ترک ایران و هر قوم دیگر ایرانی و تضییع حقوقی که قانون اساسی آن را بر شمرده اعم از اصل 15 و 19 وسایر اصول معطل مانده قانون اساسی و ضمن محکوم نمودن حرکتهای تند و فرا قانونی و تخریب اموال عمومی توسط تعداد اندکی از عوامل آشوبگر و هرج و مرج طلب توجه ملت شریف ایران را به این نکته جلب می کنیم که ریشه حوادث اخیر آذربایجان در دو نکته نهفته است.

1_ عوامل آشوبگر و آنارشیست که با غنیمت شمردن فرصت به دست آمده اقدام به تحریف مطالبات قانونی مردم آذربایجان کرده اند.

2_ بی توجهی دولت کریمه جمهوری اسلامی ایران به مسایل فرهنگی و اجتماعی مناطق مرزی و بی توجهی  در چند روز اول وقایع آذربایجان و عدم عذر خواهی رسمی دولت به عنوان متولی جریده ایران از ملت شریف آذربایجان.

لذا برای پایان دادن به این آشوبها لازم است دولت محترم ضمن برآورده کردن مطالبات قانونی مردم و اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی با عوامل آشوبگر به طور جدی برخورد نموده و امنیت روانی و اجتماعی کامل را در کشور حاکم کند.

به امید برقرای امنیت اجتماعی و روانی کامل در کشور و برآورده شدن کلیه حقوق قانونی تمام اقشار جامعه و آرزوی توفیق دولت کریمه برای بر آورده کردن آرمانهای امام راحل.

 

شكنجه زندانيان، تداوم دستگيريها و اعتصاب غذای دستگيرشدگان در آذربايجان

کمیته دانشجويی دفاع از زندانیان سیاسی

بنا بر گزارش منابع موثق از آذربايجان و تهران، دستگيري فعالان سياسي فرهنگي آذربايجان در نقاط مختلف كشور ادامه دارد و وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران با همكاري نيروي انتظامی در برنامه و اقدامي مشترك عده زيادي را در روزهاي اخير بازداشت كرده اند.

روز گذشته پنج شنبه ۱۱ خرداد، در شهرستان مشگین شهر (خیاو) تعداد زيادي از جمله افراد زیر بازداشت شدند: اسد یعقوبی ، ایرج موذن زاده ، جلیل مقدسی و فرهاد سرونازی.

در شهر مرند نیز ماموران اداره اطلاعات، داوود شیردل يكي از فعالان سیاسی در اين شهر را پس از بازرسي منزل و ظبط اسناد و لوازم شخصي وي دستگير كرده اند.

در همين حال روز پنج شنبه در اردبيل ۴ نفر از فعالان سياسي فرهنگی به نام های محمد یوسفی، ساسان صحافی، اکبر قربانی و آراز غفارزاده توسط ماموران اداره اطلاعات این شهرستان بازداشت شدند. خبرهاي تاييد شده حاكي است كه تا به حال بيش از ۱۱۰۰ نفر در اردبیل دستگیر شده اند که از این تعداد حدود ۴۰ نفر زن بوده اند.

از زندان اردبیل خبر رسیده است که بیش از ۵۰ نفر از بازداشت شدگان، از روز یکشنبه هفتم خرداد اقدام به اعتصاب غذا کرده اند. قیصر نژاد رئیس زندان در واكنشي به اين اعتصاب غذا دستور داده است تا موهای کلیه زندانیان از ته تراشیده و به سلولهای انفرادی منتقل شوند.

در روز چهارشنبه در تبريز نيز ابراهیم رشیدی از فعالان اجتماعی ارومیه توسط ماموران اداره اطلاعات تبریز دستگیر شد.

تعدادي از آزاد شدگان از زندان هاي تبریز خبر از بازداشت نزديك به ۵۰۰ نفر در زندان تبریز و بازداشتگاههای اداره های اطلاعاتی و امنیتی تبریز مي دهند.

همچنين تعدادي از بازداشت شدگان در تبريز از جمله غلامرضا اماني، داود عظیم زاده، یاشار حکاک پور، علیرضا حقی، مجید پژوه فام،حامد یگانه پور، سعید بیدخت و سعید محمدی در اعتراض به بازداشت غیر قانونی خود دست به اعتصاب غذا زده اند و تا به حال مقامات امنيتي و قضايي هیچ اقدامی جهت رسیدگی به درخواست ایشان انجام نداده اند.

خبر ديگري حاكي از آن است كه تعداد قابل توجهي از دستگيرشدگان از جمله در تبريز، اروميه و اردبيل به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند تا به آنچه عنوان مي كنند"ارتباط با محافل خارجي ضد انقلاب وابسته به انگليس و آمريكا" اعتراف كنند.

طبق اظهارات خانواده هاي تعدادي از دستگير شدگان شناخته شده در آذربايجان، حامد یگانه پور دانشجوی مراغه ای که ناراحتی قلبی دارد به بند ویژه زندان که محل حبس اشرار است منتقل شده است. دیگر دانشجوی مراغه ای یاشار حکاک پور مراغی در بند مالی است و سه بازداشتی دیگر از مراغه به نامهای داود عظیم زاده (معلم) ، مجید پژوهی فام(استاد دانشگاه) و علی رضا حقی در قرنطینه زندان نگهداری می شوند.

با اینکه به خانواده های ایشان اعلام شده است برای حکاک پور ۲۰ میلیون و برای چهار نفر دیگر هر کدام ۱۰ میلیون تومان وثیقه حاضر کنید اما هیچکدام از زندانیان هنوز به دادگاه برده نشده اند. مقامات قضايي و امنيتي با قرار وثيقه اي كه منجر به آزادي بازداشت شدگان نمي شود آنها را در بازداشت نگه مي دارند.

خبر دريافتي از شهر مغان در استان اردبيل حاكي از آن است كه يك زنداني به نام داوود مقامی پس از بازداشت در تظاهرات اعتراضي در مغان به زندان شهر پارس آباد منتقل شده بود و تحت شکنجه قرار گرفته است. گفته مي شود طحال وی از کار افتاده و دچار خونریزی شدید شده و به سختی تنفس مي كند. در حال حاضر داوود مقامی در بیمارستان مغان بستری شده و در وضعيت وخيمي به سر مي برد.

گفتنی است که دستگیری ها و مراجعه به منازل فعالان سیاسی فرهنگی در آذربایجان همچنان ادامه دارد

 

انقلاب کبیر فرانسه با ویران کردن زندان باستیل شروع شد
زندانهای آذربایجان تبدیل به شکنجه گاههای مخوف آپارتاید فارس شده اند
 
به روایت تاریخ:
در چهاردهم جولای 1789 میلادی، جماعتی از معترضان به زندان باستیل در پاریس، حمله کردند. مبارزان  پاریس که سان کولوت نامیده می شدند، از سیاستهای لویی شانزدهم، پادشاه فرانسه، به خشم آمده بودند.
مورخین حمله به زندان مخوف باستیل را سرآغاز انقلاب کبیر فرانسه می دانند.
 
امروز در آذربایجان جنوبی به دنبال قیام بزرگ ملت آذربایجان، هزاران نفر از فرزندان غیور تورک راهی زندان شده اند و تحت شکنجه قرار دارند.
کاری نکیند که ملت تورک زندانهای باستیل شما را ویران سازند!
فرزندان غیورملت آذربایجان را به سرعت  آزاد کنید.
|+|
نوشته شده توسط Atila در شنبه سیزدهم خرداد 1385 و ساعت 12:36
خزر دنیزلی: هشت خبر مهم از انقلاب آذربایجان جنوبی  

انقلاب ضد فاشیسم ملت آذربایجان جنوبی در صدر اخبار رسانه های جهان

اخبار، گزارشها و تحلیلهای منتشر شده توسط خبرگزاریها، نشریات، کانالهای تلویزیونی ، شبکه های رادیوئی و سایتهای اینترنتی  معتبر در سراسر جهان، دلالت بر شنیده شدن صدای انقلاب ملت آذربایجان و پیام ضد اپارتاید آن توسط ملتهای مستقل دنیا دارد.

اگرچه سردمداران فارس گرای جمهوری اسلامی و نیز اعوان و انصار فاشیست آن چه در داخل و چه در خارج کشور، وسیعا در تلاشند تا اخبار هویت طلبانه و حق خواهانه ملت آذربایجان را بایکوت کنند اما به دلیل شدت و قدرت انقلاب میلیونی و سراسری ملت آذربایجان جنوبی، در این راه   موفقیت چندانی کسب نکرده اند.

اکنون ملل جهان نام ملت جدیدی را با عنوان آذربایجان جنوبی شنیده است و بی تردید منتظر میلادی سیاسی آن می باشد.

آنها از قیام میلیونی ، سراسری و دامنه دار آذربایجان و همچنین از رنجهای وحشتناکی که این ملت متحمل ان شده مطلعند.

ملت آذربایجان جنوبی نه تنها تهدیدی برای هیچ دولت و کشوری محسوب نمی شود بلکه یقینا خواهد توانست بعنوان یکی از مهمترین و تاثیر گذارترین ملل خاورمیانه در تامین صلح و ثبات منطقه ای نقش مهمی را ایفا نماید.

 

داوود مقامی به دلیل شکنجه شدید، در معرض شهادت قرار گرفته است

داوود مقامی(موغانلی) بعد از یازداشت شدن درحماسه ضد اپارتاید اهالی موغان به زندان موغان شهر(پارس اباد) منتقل شده و تحت شکنجه های شدید قرار گرفته است.

متاسفانه در اثر شقاوت شکنجه گران، طحال این فرزند رشید آذربایجان از کار افتاده، دچار خونریزی شدید داخلی گردیده، تنفسش بسیار سنگین شده   و او در بیمارستان موغان شهر در حالی که جسمش به تخت زنجیر شده در معرض شهادت و طیران روح  قرار دارد.

 

در پی انقلاب ضد آپارتاید ملت آذربایجان جنوبی، بیش از 11 هزار نفر بازداشت شده اند

بر اساس اخبار موثقی که از منابع دولتی دریافت کرده ایم طی سه هفته ای که از انقلاب ضد آپارتاید ملت آذربایجان می گذرد نزدیک به 11هزار نفر بازداشت شده اند . به رغم اینکه شمار کثیری از این افراد آزاد شده اند اما همچنان هزاران نفر در شهرهای سراسر آذربایجان در اسارت زندان آپارتاید به سر می برند.

حدود بیست درصد از بازداشت شدگان را دختران و زنان مبارز آذربایحانی تشکیل می دهند.بسیاری از محبوسین بدنبال یورش خانه به خانه مامورین بازداشت شده اند. در بین بازداشت شدگان کودکان و کهنسالان نیز وجود دارند.اسرای آذربایجان اغلب تحت شکنجه قرار گرفته اند.ضرب وشتم با چوب، ضرب و شتم درون گونی، آویزان کردن، شلاق با کابل، بستن به صندلی، روش جوجه کباب، استفاده از باتوم برقی و اعدام ساختگی از جمله این شکنجه ها بوده است.

اکنون دها هزار تن از خانواده های این محبوسین در پی یافتن سراغ و نشانی از فرزندان معصوم و بعضا مجروح خود اواره ادارات و حتی شهرهای استانهای ترک نشین شده اند.

 

جنازه مطهر هر شهید بعد از دریافت 2 میلیون تومان جریمه تحویل خانواده ها می شود

از سولدوز خبر می رسد که مامورین امنیتی در قبال تحویل هر جنازه، 2 میلیون تومان جریمه از خانواده های شهدا مطالبه کرده اند.

 

مصاحبه های تحمیلی تلویزیونی در راهند!

رژیم آپارتاید برای وابسته جلوه دادن انقلاب بی نظیر ملت آذربایجان در صدد تهیه و پخش مصاحبه های تحمیلی از بازداشت شدگان ترک حماسه های اخیر است.

به همین منظور گروهی از شکنجه گران این رژیم با استفاده از انواع تهدیدات فیزیکی و روحی قصد دارند تا طی روزهای آینده جمعی از جوانان را در برابر تلویزیونهای استانی و حتی سراسری وادار به اعترافات دروغین علیه خود کنند.

بی شک در دنیای متمدن چنین اعترافاتی ذره ای ارزش ندارد.

 

اردلان انواری در مشکین شهر و علی انواری در تهران بازداشت شده اند

طی قیامهای ضد آپارتاید شهرهای مشکین شهر و تهران، اردلان و علی دو تن از فرزندان برومند خانواده   انواری بازداشت و به زندانهای مشکین شهر و اوین منتقل شده اند.

 

شوونیستهای لس آنجلس به کمک فاشیستهای تهران آمده اند

در سه هفته گذشته کانالهای فارسی زبان لس انجلس که در برابر عظمت خیره کننده   انقلاب ضد آپارتاید ملت آذربایجان دچار شوک عصبی شدیدی شده اند با پخش برنامه های ضد آذربایجانی به کمک سرکوبگران تهران آمده اند.در این کانالهای تلویزیونی در نهایت بی شرمی فرزندان رشید و غیور آذربایجان مشتی اوباش، فریب خورده، جاسوس، احمق،مملو ازعقده های جنسی، ترک خر، دیوث، جفتک انداز، بی شرف، بی ناموس، وطن فروش ... نامیده شده اند.

همچنین لازم به ذکر است که سیمای آزادی بعنوان کانال تلویزیونی سازمان مجاهدین خلق نیز دراقدامی فرصت طلبانه، شارلاتانیستی و بسیار زشت   کوشیده تا قیام میلیونی و ضد آپارتاید ملت آذربایجان را مصادره کند و آنرا به سازمان در حال انحلال و البته ضد ترک خود نسبت دهد.

 

مشهد و انزلی در التهاب فجایع خونین آذربایجان

دانشگاههای مشهد و انزلی و  همچنین اهالی آذربایجانی این شهرها از دریافت پیام انقلاب عظیم ملت آذربایجان به وجد آمده و با مشاهده فجایع صورت گرفته توسط مامورین دچار خشم شدیدی شده اند.

این امر سبب امنیتی شدن برخی از محلات عموما ترک نشین این شهرها شده است. اکنون مشهد و انزلی آبستن قیام هستند.

 

خزر دنیزلی

بیر گون گلر، وطن گولر

|+|
نوشته شده توسط Atila در شنبه سیزدهم خرداد 1385 و ساعت 12:27
شکنجه در زندان و مساجد تبریز 

 

 http://haqqimiz.blogsky.com/

بر اساس اخبار دریافتی از زندان تبریز برخی از زندانیان در این زندان که در ارتباط با اعتراضات مردمی اخیر بازداشت شده اند توسط ماموران اداره اطلاعات شکنجه و ضرب و شتم می شوند.در میان کسانی که شکنجه شده اند از شکنجه شدید منجر به جراحت و خونریزی داخلی یک خلبان و یک دانشجو خبر رسیده است.جوان دانشجو که به شدت شکنجه شده است مجبور به گفتن سخنانی مقابل دوربین بوده است.از آن جوان خواسته اند به ارتباط با آمریکا اعتراف کند.برخی دیگر از کسانی که پس از دستگیری به زندان تبریز منتقل شده اند از ضرب و شتم خود در پایگاههای بسیج برخی مساجد تبریز خبر داده اند.

همچنین خانواده های پنج زندانی شناخته شده مراغه ای در زندان تبریز نگرانی خود نسبت به وضعیت فرزندانشان را اعلام کرده اند.طبق اخبار واصله حامد یگانه پور دانشجوی مراغه ای که ناراحتی قلبی دارد به بند ویژه زندان که محل حبس اشرار است منتقل شده است.دیگر دانشجوی مراغه ای یاشار حکاک پور مراغی در بند مالی است و سه بازداشتی دیگر از مراغه به نامهای داود عظیم زاده(معلم)-مجید پژوهی فام (استاد دانشگاه) و علی رضا حقی در قرنطینه زندان نگهداری می شوند.با اینکه به خانواده های ایشان اعلام شده است برای حکاک پور ۲۰ میلیون و برای چهار نفر دیگر هر کدام ۱۰ میلیون تومان وثیقه حاضر کنید اما هیچکدام از زندانیان هنوز به دادگاه برده نشده اند.

|+|
نوشته شده توسط Atila در شنبه سیزدهم خرداد 1385 و ساعت 12:24
سه روز عزاي عمومي براي ملت آذربايجان  
به اطلاع عموم ملت فهيم و آگاه آذربايجان مي رساند بدليل به خاک و خون کشيده شدن ترکهاي آذربايجان در اعتراضات هفته هاي گذشته و برخورد خشونت آميز نيروهاي امنيتي و نظامي با تجمعات مدني و مسالمت آميز و دستگيري بي سابقه فعالين صادق حقوق بشر آذربايجان "جنبش دانشجويي آذربايجان" به مدت سه روز در عزاي عمومي همگام با ملت شريف آذربايجان خواهد بود. اولين روز عزاي عمومي مصادف با 11/3/1385 روز دوشنبه مي باشد. از کليه ملت آذربايجان و نيز ساير ملت هاي در بند ايران درخواست مي¬شود به ياد شهدا و زخم ديدگان روزهاي اخير آذربايجان در اين عزاي عمومي شرکت داشته و دين خود را براي احقاق مطالبات به حق اقوام و ملل اين سرزمين ادا کنند.
همچنين از همه مردم اعم از بازاري، کارگر، کارمند، دانشجو و .... خواستاريم در اعتراض گسترده خود روز شنبه مورخ 13/3/1385 در اعتصاب کامل باشند. اين اعتصاب در پي برخورد خونين و بي تدبيرانه حکومت با اعتراضات مدني و دموکراتيک ملت آذربايجان بوده و در صورت ادامه چنين رويکردي راهکارهاي مدني ديگري را در پيش خواهيم گرفت.
از عموم دانشجويان و فعالان حرکت ملي آذربايجان تقاضا مي شود اين درخواست را به عموم ملت رسانده و در جهت محقق شدن آن تلاش وافري داشته باشند.
جنبش دانشجويي آذربايجان
9/3/1385

مراسم "اعتراض به دستگيري فله اي فعالين آذربايجاني"
در دانشگاه علم و صنعت

بنا به اخبار دريافتي از دانشگاه علم وصنعت ايران- تهران، دانشجويان آذربايجاني اين دانشگاه روز چهارشنبه مورخه10/3/1385 از ساعت 30/12 الي 30/14 طي مراسمي ضمن گراميداشت ياد شهداي حوادث اخير آذربايجان، اعتراض خويش را به بازداشت و دستگيري غير قانوني فعالين آذربايجاني به خصوص دستگيري مهندس فرشاد فرشيدفر اعلام خواهند کرد.
مهندس فرشيدفر از فعالين اين دانشگاه بوده که مدير مسئولي نشريه ايشيق را برعهده دارد که هفته گذشته به کميته انظباطي اين دانشگاه احضار شده بود و در مورخه 7/3/1385درميتينگ مقابل مجلس شوراي اسلامي دستگير گرديده است.فعلا از وضعيت ايشان خبري در دست نيست.
اين مراسم با مجوز رسمي دانشگاه،در آمفي تئاتر شهيد بهرامي اين دانشگاه برگزار خواهد شد.
سخنراني،قرائت شعر،اجراي موسيقي و... از جمله برنامه هاي اين مراسم خواهد بود.
لازم به ذکر است دانشجويان قصد داشتند مراسم مذکور را در مقابل ساختمان معاونت امورفرهنگي و فوق برنامه- ساختمان 15 خرداد- برگزار نمايند که مسئولين دانشگاه مانع اين کار شدند. تمامي پوسترهاي تبليغاتي مراسم، توسط حراست دانشگاه کنده شد. سرانجام با اصرار دانشجويان قرار شد با مجوز رسمي دانشگاه مراسم مذکور در آمفي تئاتر شهيد بهرامي برگزار شود.
حضور ديگر دانشجويان در اين مراسم بلامانع است.


نوروزی –خبرنگار آزاد
 
|+|
نوشته شده توسط Atila در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 13:13
آتش انقلاب آذربایجان تا سقوط آپارتاید شعله ور خواهد ماند  

دستهای طرفداران روزنامه ایران، آغشته به خون شهیدان آذربایجان است


در حالیکه انقلاب ضد آپارتاید ملت آذربایجان وارد سومین هفته پرشکوه خود شده و با قدرت و شدت ادامه دارد و تاکنون قریب به 50 تن شهید، صدها نفر مجروح و هزاران تن اسیر گردیده اند گروهی ناجوانمردانه، اقدام به حمایت از ایادی فاشیست روزنامه ایران کرده اند.

آنها می گویند: ای وای! مانای عزیز در زندان است. 7 خرداد جشن تولد او بود. تولدت مبارک مانا. تو تنها نیستی!!!

و من می گویم: ای فرزندان معصوم سولدوز، تبریز، مشکین شهر، مرند، اورمو و اردبیل شهادتان مبارک...

ننگ باد بر کسانی که خون دهها انسان بی گناه را بر زمین جاری می بینند اما همچنان بر طبل بیعاری می کوبند و از جشن تولد یکی از عوامل آپارتاید سخن می گویند.

آنها مکرر می گویند: مانا که خود آذری زبان است اشتباه کرده و به اندازه کافی عذر خواسته است. بهتر است آذری زبانان عزیز اورا ببخشند!!!

و من می گویم: اولا مانا قطعا سمنانی است و ثانیا مگر می شود یک صفحه کامل در روزنامه فاشیستی ای چون ایران، اهانت نوشت آنهم کاملا غیرعمدی و سهوی!!!

نتیجه 85 سال تحقیر و توهین مستانه خود را علیه ملت آذربایجان مشاهده کنید. این ملت از هرچه بوی فاشیسم و آپارتاید می دهد متنفر است.

مگر فریادهای هارای هارای من تورکم میلیونها تورک آذربایجانی را نشنیده اید؟! آنها هرگز مایل نیستند تحریفات شما را بعنوان تاریخ و هویت خود بپذیرند. بعد از 85 سال تبلیغات شیادانه شوونیسم فارس، پدران و مادران ما هنوز معنی آذری را نمی دانند. آنها خود را فقط و فقط تورک می دانند.

از کی شما فارسی زبانها و حکومتی ها سخنگوی 35 میلیون تورک آذربایجان شده اید؟!

سخنگویان ملت ما افرادی چون شهید پروفسور دکتر زهتابی، پروفسور دکتر نطقی، استاد محمد علی فرزانه و… بودند که همانند شمعی در راه وطن سوختند.

کسانی چون پرویز ورجاوند، هرمیداس باوند، عنایت الله رضا، حمید احمدی و غیره لطف کنند در خصوص تبار پارسی خود سخن بگویند، مکاشفه کنند، افسانه ببافند و جعل تاریخ کنند.

بهتر است در مورد خودتان و یا در نهایت در خصوص افغانستان و تاجیکستان قلم فرسایی کنید. البته یقین بدانید که آنها نیز شما را نخواهند پذیرفت.

شما محق هستید که به نژاد موهوم آریایی تان افتخار کنید، کوروش را کبیر بدانید و فردوسی را حکیم بشمارید، اما این افتخارات شما پارسی ها، چه ربطی به ما تورکها دارد؟!

«من تورکم، فارس نیستم.» فاصله این دو جمله چنان زیاد است که با هیچ ماده ای پر نمی شود. سالها ملت آذربایجان کوشید تا فواصل را کم کند اما کودتایی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شما فاشیستها علیه آذربایجان، به حدی زننده و چندش آور بود که امکان هر تقاربی را مسدود کرد .

آذربایجان با 7000 سال تاریخ ، واجد تمدن عظیمی است و هرگز محتاج افتخارات قومی شما نیست!

به رغم اهانتها و خیانتهای مکرر شوونیسم فارس بر ضد تمدن تورک- آذربایجان، ما تورکها به فرهنگ شما احترام قائلیم. اما یقین بدانید که هرگز فرهنگ و تمدن عظیم خود را لحظه ای و ذره ای ترک نخواهیم کرد.



شمسی ابهری


آذربایجان سخن گفت



م.ر. ازهشتپیرو طوالش





در هفتم تیرماه سال 1383، بیانیه ای تحت عنوان «آذربایجان سخن می گوید» منتشر شد که بعدها با نام منشور آذربایجان معروف گردید.هزاران تن این منشور را امضا کردند.

آنزمان همه جا آرام بود. آذربایجان صبور نیز به رغم هم مظلومیتها و محرومیتهایش لبخند بر لب داشت. اما آنهایی که باید صدای سخن گفتن آذربایجان را می شنیدند آیا شنیدند؟!

البته که شنیدنداگرچه وانمود کردند که هیچ نشنیده اند!

آذربایجان بلندتر سخن گفت. قلعه بابک مملوازهویت طلبان گردید. مراسم گرامیداشت یاد و مقام ستارخان، باقرخان و صفرخان بیش از پیش رونق گرفت، علیه نمایشهای جعلی چند هزار ارمنی اعتراضاتی شد، تجمعات روز جهانی زبان مادری برگزار شد.... اما آنها باز وانمود کردند که نشنیده اند!

به مسافران قلعه بابک حمله کردند، زائران مزار صفرخان و ستارخان وباقرخان را به زندان انداختند، تجمعات قانونی و فرهنگی آذربایجان را امنیتی کردند، بر شدت تحقیرات و تحریفات تلویزیونی و رسانه ای خود افزودند...

باز آذربایجان تحمل کرد.

اما اگر به ملت تورک آذربایجان گفته شود که تک تک شما همچون سوسکی مدفوع خوار توالتهای فارس هستید، تحمل و سکوت قطعا یعنی مرگ هویت و غیرت.

...و آذربایجان قیام کرد .

این قیام در طی مدت کوتاهی تبدیل به انقلاب شد. اکنون همه جای آذربایجان در قیام است.

طنین انقلاب آذربایجان را بشنوید، معنای آنرا درک کنید، به سرعت به آپارتاید قومی خاتمه دهید، زبان35 میلیون تورک آذربایجانی را در سراسر ایران رسمی کنید، زبان دیگر ملل و اقوام این مملکت را از بند آزاد کنید، به تحریفات تاریخی و تحقیرات فرهنگی و تضییقات اقتصادی پایان دهید.

در غیر اینصورت پایان سریع خود را مشاهده خواهید کرد.







آتش انقلاب آذربایجان تا سقوط آپارتاید شعله ور خواهد ماند



همه مناطق شمال غرب ایران و در واقع مملکت آذربایجان درگیر قیام است. از نظر علمای سیاست، وقتی قیام مستمر می شود و مناطق مختلف را در بر می گیرد انقلاب شروع شده است.

اکنون در آذربایجان انقلاب بزرگی بر پا شده است. از 20 روز پیش، نزدیک به 30 شهر کوچک و بزرگ درگیر این انقلابند.

از تظاهرات میلیونی تبریز تا تظاهرات چند هزار نفری بخش یامچی، از زنجان تا همدان، از اردبیل تا ماکو و از سولدوز تا مغان، همه مثل هم شعار می دهند و همه خواهان نابودی تمام اشکال آپارتاید در ایرانند.

عکسهای منتشر شده از راهپیمائی های مردم شهرهای آذربایجان واقعا حیرت انگیز بوده و طی حاکمیت نظامهای پهلوی و جمهوری اسلامی بی نظیر است. مثلا تظاهرات اول خرداد ماه تبریز چندین برابر عظیمتر از تظاهرات 29 بهمن سال 1356 است. به یقین تبریز حتی در دوران انقلاب سال 57 نیز شاهد چنین تظاهرات عظیم و مردمی نبوده است.

در واقع انقلاب کبیر مشروطیت در صدیمین سالگرد خود دوباره حال تکرار شدن است.قیامهای خیابانی نخست از شهر خوی شروع شد. سپس آتش این قیام در خرمن همه شهرها افتاد.الآن آذربایجان یکپارچه فریاد است. قطعا ملتی که شهید دهد ساکت نخواهد نشست. بی تردید این انقلاب تا سقوط نهایی رژیم آپارتاید ادامه خواهد داشت.



Araz Savalan Qizi




جمعی از فرزندان آذربایجان از اسارت آپارتاید ازاد شدند


از روز گذشته دها تن از فرزندان اسیر آذربایجان از زندان اوین تهران آزاد شده اند.

در میان آزاد شدگان خانواده 4 نفری رضابی اوغلو و همچنین یوروش مهرعلی بیگلودیده می شود.




مهندس صالح ملا عباسی آزاد شد
پس از تحمل قریب به دو ماه حبس، مهندس صالح ملا عباسی از زندان رژیم آپارتاید آزاد شد.

او در اهر بازداشت شده بود.



استاد دمیرچی به زندان تبریز منتقل شده است
حسن دمیرچی (حسن آذربایجان) که چند روز پیش در خانه خود مورد حمله نیروهای اطلاعاتی قرار گرفته و همراه پسرش دستگیر شده بود ، از بازداشتگاه اطلاعات به زندان تبریز انتقال داده شد.

بر اساس گزارشات رسیده وضعیت جسمانی وی بدلیل عارضه حاد قلبی، بسیار خطرناک می باشد


ارباب مطبوعات آذربایجان در زندان هستند
طی سه روز گذشته وحید درگاهی مدیر مسئول روزنامه آوای اردبیل، علی نظری مدیر مسئول روزنامه آراز، مهران تبریزی مدیر مسئول روزنامه نوید آذربایجان، دکترایواز طاها مدیر مسئول نشریه یارپاق، رضا کاظمی عضوهیات تحریریه نشریه یاشماق و زهره وفائی مدیر مسئول نشریه سابق جوالدوز بازداشت شده و در زندان هستند.

همچنین علاوه بر نشریات فوق الذکر سه نشریه آذربایجانی حیدربابا، ندای آذرآبادگان و عصر آزادی توقیف شده اند.

|+|
نوشته شده توسط Atila در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 13:12
آغاز اعتصاب غذا در زندان تبریز  

سه شنبه 9 خرداد ماه سال 1385
آغاز اعتصاب غذا در زندان تبریز
بر اساس اخبار رسیده از زندان تبریز ۵ زندانی مراغه ای داود عظیم زاده-یاشار حکاک پور-علیرضا حقی-مجید پژوه فام و حامد یگانه پور به همراه دو هم سلولی کلیبری خود به نامهای سعید بیدخت و سعید محمدی از امروز صبح نهم خرداد اعتصاب غذای نامحدود تا حصول نتیجه آغاز کرده اند.ایشان که روز جمعه در ارتباط با اعتراضات اخیر در شهرهای خود دستگیر و به زندان تبریز منتقل شده اند تا کنون تفهیم اتهام نشده و اساسا نقشی در اعتراضات مردم در آذربایجان نداشته اند. اعتصاب کنندگان اعلام کرده اند تا زمانی که در چارچوب قانون با ما برخورد نشود اعتصاب خود را ادامه می دهیم.در میان ایشان حامد یگانه پور دانشجوی دانشگاه آزاد مراغه دچار ناراحتی قلبی است و باید تحت نظر پزشک باشد.اما مسئولین زندان نسبت به این مساله بی توجه بوده و سلامتی نامبرده به شدت تهدید می شود.



بنا به اخبار رسیده از تهران هنوز آمار دقیقی از تعداد بازداشت شدگان در اوین وجود ندارد.بنا به اظهار برخی از کسانی که دیروز آزاد شده اند از آنها ابتدا عکسبرداری کرده و پس از تشکیل پرونده توسط ماموران اطلاعاتی در زندان بازجویی شده اند.یکی از ایشان از ضرب و شتم شدید خود خبر داده است.وی می گوید مامور بازجویی من پس از اینکه فحاشی کرد کیسه ای مانند کیسه های که در زندان ابوغریب آمریکاییها بر سر زندانیان می اندازند بر سرم انداخت و چند نفر با مشت و لگد به جانم افتادند.

بر اساس اظهارات آزاد شدگان و کسانی که برای پیگیری به اوین می روند هنوز دهها نفر از جمله پانزده زن و دختر زندانی هستند.
|+|
نوشته شده توسط Atila در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 13:11
 

اطلاعیه جمعی از فعالین سیاسی قشقائی در حمایت از مبارزات به حق بخش عظیمی از خانواده بزرگ ملت ترک ایران در آذربایجان

هموطنانِ هم ریشه و همزبان!

قيام ده ها هزار نفری مردم تبريز و دیگر شهرهای آذربایجان در اول خرداد ١٣٨۵ نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ترکهای ايران برای دفاع از حقوق پايمال شده انسانی و ملی خويش،عليه جمهوری فاشیستی اسلامی که شوونيزم تات *(فارس) را،نیزنمایندگی میکند، ثبت خواهد شد! مقاله روزنامۀ ايران.نشريه دولتی جمهوری اسلامی با عنوان«چه کنيم که سوسکها سوسکمان نکنند»، به هيچوجه اتفاقی تصادفی نيست. اين ادامه و تشديد سياست تحقير ملل غير تات* است که با رژيم پهلوی در ايران بنياد نهاده شد و جمهوری اسلامی وارث و ادامه دهنده آنست همانگونه که کاریکاتوریست ها ودست اندرکاران ارتباط جمعی این رژیم ادامه دهندۀ راه دلقکانی همچون سیدکریم، فرهنگ ورز  نظام شاهنشاهی و شونیستهای (فارس) است.

مردم فلات ایران،هزاران سال در کنار یکدیگر با احترام به زبان و فرهنگ یکدیگر زیسته بودند. رضا خان میرپنج پالانی این قزاق دست پرورده چپاولگران جهانی از هشتاد سال پیش بنای استبداد عجین شده با تبعیض و ستم ملی را بر ملیتهای ایرانی حاکم نمود وطی قتل عامها و سرکوبهای وحشیانه، این تفاهم و همزیستی را برهم زد. این ستم مضاعف در شکل تبعیضات شوونیستی وتحقیرات نژادی و ممنوعیت از استفاده از زبان مادری بقصد نابودی هویت آنان که در سراسر ایران بر ملیت های غیر تاجیک* (فارس زبان) اعمال میشد، در مناطق ترک نشین که از اهمیت استراتژیک جغرافیایی نظامی و منابع غنی معدنی برخوردار بود شکل عریانتری بخود میگرفت.

این سیاست غیر انسانی و تبعیض گرایانه، درطی زمان حاکمیت محمد رضا میرپنج و رژیم ضدبشری اسلامی حاکم نیز با همان شدت و به اشکال مختلف تداوم یافت. با سرنگونی نظام مبلغ برتری نژادی وفاشیستی شاه، زحمتکشان و مبارزین ترک، همگام با سایر ملل ساکن ایران، از طریق برپایی تشکلهای مستقل و سازماندهی خود در اشکال مختلف سعی دراحقاق حقوق لگدمال شده خود نموده و خواستار برابری و رفع ستم ملی در کنار انواع دیگر ستم ها، بودند ، اما پاسخ رژیم اسلامی نیز هچون، سیستم مدعی پان فارسیست، شاهی سرکوب و قتل عام بود.

 هم میهنان! همانطور که میدانید در طول تاریخ هشتاد ساله سرکوب و تبعیض ملل ساکن ایران، کشتار و پاکسازی قومی را سران جنایتکار حکومتهای شاهی و اسلامی سازماندهی کرده اند اما روشنفکر نمایان و مدعیان فرهنگ ورزی درمیان قوم حاکم نیز در نقش توجیه و تئوریزه کننده این جنایات  همدست و دمساز حاکمین بوده اند. بخش عمده مدعیان اپوزیسون بویژه طیف راست و ملی گرا و اخیرأ معدود جریانات مدعی چپ از کنار نسل کشی ها و نابرابری ملی در ایران با بی تفاوتی و سکوت تآییدآمیز گذشته اند.

 خواهران و برادران تورک!

قيام قهرمانانه شما خواب را از چشمان خيليها گرفته است. سردمداران جمهوری اسلامی را به وحشت  مرگ انداخته است. جمهوری اسلامی از طرفی با تمام نیرو، شمایی را که، برای دفاع ازحقوق حقۀ خود بپا خاسته اید  سرکوب ميکند. و از طرف ديگر هرچند با قدمهای کوچک ولی اما شتابزده عقب نشينی ميکند. اين نشان از پيروزی و موفقيت جنبش ملی و دموکراتيک تورکهای ايران در مقابل جمهوری اسلامی است.

پیوسته اخبارجنبش ملی ـ عدالتخواهانه ملل ساکن ایران وبویژه آذربایجان در رسانه های گروهی شونیستی تاجیکی زبانان یا بایکوت می شده ویا با سانسورو تحریف همراه بوده است!

بايکوت خبری رسانه های شونیستی و مرکزگرا، چه در داخل و چه در خارج، بر اثر عظمت قيام تبريزوساير شهرهای آذربايجان بالاجباربخشآ شکسته شده و بخشآ شکسته خواهد شد.

سازمانهای باصطلاح مدعی سرتاسری ايرانی نیز چه در داخل و چه اوپوزيسيون بالاخره با اکراه و تاخير در مقابل حرکت قهرمانانه شما موضع گرفتند. برای درک افکار شوونيستی حتی بخشی از سازمانهای اوپوزيسيون که دم از فدراليزم و «حق ملل در تعيين سرنوشت خويش» ميزنند کافی است که به اطلاعيه های اين سازمانها دقت کنيد، اينها با امضای های همچون « کميسيون خلقها» و یا «روابط عمومی» و نيز برخی بنام سازمانهای محلی خود در اين مورد اطلاعيه منتشر ساخته اند. گويا مساله ای به اين بزرگی در شان ارگانهای مرکزی این جریانات ناسیونالیست شرمنده  نیست!. واضح است که تمامی اين اعمال حقیرانه شونیستی در حافظه تاريخی ملل تحت ستم ساکن ایران ثبت خواهد شد.

 

ما جمعی از فعالین سیاسی قشقائی در خارج و داخل ایران از مبارزات و مطالبات برحق شما دفاع میکنیم. ما خود را در غم خانواده های جانباختگان  درراه این مبارزات حق طلبانه، سهیم میدانیم.

ما ضمن آنکه خود را در مبارزه و حرکت ملی دموکراتيک شکوهمند شما سهیم میدانیم، خواستار سرنگونی رژیم ارتجاعی بورژوازی اسلامی در ایران و مدافع مبارزه علیه اقشار بهره کش و ناعدالتی ها در میان ملیتها هستیم. تأمین منافع زحمتکشان ملیت های ساکن ایران را در اتحاد با یکدیگر میبینیم و تلاش مشترک آنان در راه الغاء نمودن نابرابریهای ملی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را شرط پیروزی در این مبارزه و پیش شرط یک ایرانی دمکراتیک میدانیم.

ما هرگونه توهین و تحقیر به هر ملیتی حتی اگر از طرف ترکان که خود جزئی از آنیم بروزکند رانیز بشدت محکوم کرده و سقوط در این حد را جایز ملت فرهیخته  ترک در آذربایجان که تاریخ مستند و واقعی آن گواه مدنیت و حرمت به انسان و انسانیت و آزادگی است نمی دانیم. از شما خواهران و برادرنمان در حرکت ملی آذربایجان میخواهیم که در صورت مشاهده حاملین این مرض غیر انسانی در صفوف خود،آنان را از جنبش حق طلبانه خود طرد سازید.

 ما حق جدایی را  به رسمیت شناختنه، اما مشوق اتحاد برادرانه ملیتهای ساکن ایران در چهارچوب ایران، مشروط بر، برخورداری همگی این ملیتها از حقوق کاملأ برابر در تمامی عرصه ها هستیم، خوشبختانه بخش عمده احزاب و سازمانهای متعلق به اقلیتهای ملی ایران نیز از همین راهکار مثبت دفاع میکنند و سرنوشت خود را با رهایی کل مردم کشورمان گره زده اند.ما ترکان در ایران، افتخار و شایستگی نام هموطنی با خود را مستحق کسانی میدانیم که در عمل و مستند ومکتوب، به اصول اولیه انسانی، یعنی احترام به اصل برابری همۀ انسانها بدون در نظرگرفتن جنسیت،نژاد، زبان و مذهب، پایبند باشند .

ما یورش جنایتکارانه جمهوری اسلامی به خیزش عادلانه شما  عزیزانمان را در تداوم سیاست پاک سازی قومی و نسل کشی  ارزیابی کرده و با تمام قوا از مبارزات عادلانه شما دفاع نموده و همه امکانات خود را برای جلب حمایت گسترده مردمی  چه در خارج وچه در ایران از این مبارزات بکار خواهیم برد.

هموطنان! ما نیز معتقدیم مسئله ملی ترکان ايران اصولا يک مسئله سياسی است. حل مسئله ملی و امحا ستم ملى  تنها از طريق  تامين حق ملل درتعيين سرنوشت خويش ممکن و مقدور است. جمهوری اسلامی ايران مانع اصلی تحقق اين امر است.جنبش ملی دموکراتیک ما ترکان می باید ازمطالبات سیاسی،اجتماعی وفرهنگی دیگر ملل ستم دیده درمقابل جمهوری اسلامی وهمچنین دولت های سرکوبگر منطقه دفاع کند!

 براى پايان دادن به ستم ملى و عقب ماندگى اقتصادى مناطق ترک نشين و ايجاد امکانات و فرصتهاى برابر برای همه مليتها در ايران، دستیابی به آزادی سیاسی، پايان دادن به آپارتايد جنسى و سرکوب زنان و پايان دادن به بيعدالتى هاى گسترده و عميق نسبت به طبقات فرودست و زحمتکش ضرورت دارد که جنبش ملی دموکراتیک آذربایجان با جنبش های چپ و دمکراتیک  وکارگران وزحمتکشان و زنان  در سراسر ایران پیوند محکمی برقرار کنند!

 

موفقیت ما در گروتشکل یابی وسازماندهی اقشار وطبقات ولایه های مختلف اجتماعی وفرهنگی است و تنها درسایه تشکل و اتحاد و مبارزه پیگیر و نترسیدن از زندان و شکنجه و مشکلات است که بر دشمنان مردممان پیروز خواهیم شد.

 

ما ازمطالبات ترک های ایران ومردم آذربایجان که تاکنون در تجمعات وتظاهراتها و اطلاعیه های آنان به ترتیب زیر ابراز شده، حمایت  کامل خود را اعلام میکنیم:

 

- تغیر قانون اساسی وبه رسمیت شناختن کثیرالمله بودن کشورایران واستقرار جمهوری دموکراتیک فدرال ولائیک.

- به رسميت شناختن هويت ملي خلق ترك از طرف دولت، همانگونه كه اين خلق خود آنرا تعريف میکند ورسمیت یافتن زبان ترکی وتدریس آن در تمام دوران تحصیل؛ در همه عرصه هاي دولت، قانوني و آموزشي و از جمله در چاپ.

- لغو همه مصوبات و قوانين مربوط به تغيير نامهاي تاريخي و جغرافيايي تركي به فارسي و اعاده همه نامهاي تركي

- ایجاد وتاسیس تلویزیون سراسری به زبان تورکی آذربایجانی.

- آزادی تمامی دستگیر شدگان اخیرومحاکمه ومجازات کسانی که در تبریز وارومیه  ودیگر شهرهای آذربایجان به سوی ملت آتش گشوده اند ویا تظاهر کنندگان را مورد ضزب وشتم قرار داده اند.

- آزادی تمامی زندانیان سیاسی وازجمله وبویژه زندانیان سیاسی آذربایجانی.

- توقف، موجی از لجن پراکنی های شوونیستی و ترک ستیزانه رسانه های حکومت ننگین اسلامی  و معدودی مدعی ملی گرائی وجمهوریخواهی که همدوش با سرکوبگران رژیم اسلامی ، نثار مردم زحمتکش و محروم بپاخاسته ترک و کرد و بلوچ و دیگر ملل ساکن ایران میگردد.

ما ایمان داریم که دریک شرایط دمکراتیک و آزاد و بدون دخالت قدرتهای چپاولگر امپریالیستی، مردم کشورهای خاورمیانه و ملیتهای ساکن این کشورها قادرند درچهارچوب یک اتحادیه بزرگ با حقوق برابر در صلح و رفاه و احترام متقابل، در کنار یکدیگر زندگی کنند.

به امید چنین روزی.      2006 may

جمعی از فعالین سیاسی قشقائی .

Haedar.jahangiri@chello.se

 setorg@home.nl

* تات در زبان ترکی و درمیان قشقایها به آنانی که به زبان دری صحبت میکنند میگویند و زیان تات ها را نیز تاجیکی مینامند و نه فارسی. کلمهء فارس در مفهوم  سیاسی اش ونیز بارتبلیغاتی خاصی که برآن سوار  و رایج کرده اند ، پدیده ای  نو ظهور میباشد با عمری کمتر از هفتاد سال، که ازسوی ملت تراشان و تاریخ سازان و نژاد پرست سیستم رضا خان میرپنج به منظور ایجاد یک ملت یک زبان و یک رهبر، در ایران ایجاد شده و طی چندین دههء گذشته  بی وقفه بر ضدمنافع دیگر ملیتها در ایران  به  کار برده می شود . فارس نام منطقهء وسیعی در قسمتی ازجنوب کشورِ ایران است پس فارس نه نام یک  ملت یا یک  قوم و یا یک زبان ، بلکه تنها، نام یکی از استانهای جنوبی ایران است. کلمهء فارس، هیچگاه به متکلمین به زبان دری اطلاق نشده و هیچ مدرک تاریخی  و ادبی معتبر  در جهت اثبات چنین ادعایی نمی توان بدست آورد!  فارس، نام هیچ قومی یا زبانی  نیست،بلکه تنها نام  جغرافیایی یک منطقه است.

 

بی بی سی به کمک آپارتاید فارس آمده است

«خانم مانا نیستانی آذری زبان است»!!!

 

 

یکی از کارمندان ترک روزنامه بدنام ایران

 

 

قبل از اینکه وراد موضوع شوم باید خدمت عموم مردم آذربایجان عرض کنم که اکثریت قریب به اتفاق کارمندان ترک روزنامه ایران اقدام بی شرمانه این روزنامه را محکوم می کنند و خواستار تعطیلی دائم این روزنامه هستند.

آنها معتقدند که اگر قرار باشد روزنامه ایران منتشر شود باید با نام جدید و مدیریت جدید انتشار یابد چرا که این روزنامه و مدیریت آن در حال حاضر بدنامترین نشریه و گروه در سطح کشور هستند.

اما آنچه که سبب نگارش این متن شد:

سایت بی بی سی در اقدامی بسیار حیرت انگیز کوشیده است تا بصورت طوطی وار سخنان ضد و نقیض مدیر مسئول این روزنامه را تکرار کنند.

این سایت در اقدامی که کاملا مغایر با اصل بی طرفی خبر می باشد، در بخشهای ترکی استانبولی، آذربایجانی و فارسی اعلام کرد که؛ خانم مانا نیستانی آذری زبان است!!!

این در حالی است که

اولا. مانا نیستانی زن نیست و مرد است!

ثانیا. او متولد تهران است.

ثالثا. مانا در یک خانواده شاهرودی و در اصل سمنانی متولد شده است و با آقای رییس جمهور همشهری است.

رابعا. برادر وی توکا متولد شاهرود است.

خامسا. در آذربایجان مطلقا جائی بنام نیستان وجود ندارد.

سادسا. مانا اصلا  نام تر کی نیست و بن